نقش منفی به قلم حدیث افشارمهر
پارت یازده :
با تسمخر گفتم:
-علم غیب یا چشم سوم داری؟
نیشخندی زد و گفت:
-شاید!
عقب کشید و تکیه اش را به صندلی داد و دست به سینه گفت:
-زرنگی، خیلی هم زرنگی اما هرکسی ببینتت فکر می کنن یه گوسفند بی آزاری. اما هیچکس...هیچکس جز من نمی دونه که درون اون گوسفند، یه آدمی که سعی داره تظاهر کنه که یه قربانی و بازماندست، اما...
چشم هایش را ریز کرد، دست هایش را لبه ی میز گذاشت و به سمتم خم شد. ضربان قل
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
بی نام
5میشه که پارت های آینده یکم طولانی تر باشه
۳ ماه پیشبی نام
3چرا احساس میکنم سایکو خودش این دخترو به عنوان وکیل استخدام کرده و همچیز رو درموردش زندگیش و خانواده اش میدونه چرا احساس میکنم سایکو قراره عاشق این دختر بشه
۳ ماه پیشنگار
3چرا آنقدر به این دختر بدبخت سخت گذشته واییی دلم براش آتیش گرفت چقدر بدبخت بوده این واییی پارت فوق العاده ای بود خیلییییی قشنگ بود مرسی ازت عسیسم 💙💙💙💙
۳ ماه پیشساناز
1🩵🩶🤎🤍💛💚❤️💜🩷💙🧡
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0عزیزم خیلی عالی و بی نظیر مسلط به تک تک کلماتی که از ذهن یه روان پریشی و یه طعمه بیرون میریزه آفرین کیف کردم عاشقانه هاشونم حس میکنم خیلی فرق خواهد داشت 😊😉 ولی سایکو خوب درون آدمها رو با زخمهایی که سعی می کنند پنهان کنند میبینه و این نقطه ی قوت و برتریش نسبت به دیگران ه حتی وکلا 🥲🤪