پارت چهارده :

زامیرا از پشت میز بلند شد، با دست خودش را باد می‌داد تا بلکن از التهابش بکاهد، اما فایده نداشت.
فواد که درد زامیرا را می‌دانست کنار گوشش زمزمه‌ای سر داد و او را به بیرون عمارت فرا خواند.
چیزی که هم زامیرا می‌خواست هم خدیو و صد البته فواد...
پس گوریل‌سان طبیعت دنا به سرعت از جا بلند شد و بعد از دست کشیدن بر روی صورتش که همیشه ته ریش کمرنگی مهمان آن بود از عمارت خارج شد.
زامی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت الوند در رمان در ترجمه گم شدیم الوند
تصویر شخصیت گرتا در رمان در ترجمه گم شدیم گرتا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!