پارت سیزده :

خدیو هیچ نگفت، یعنی چیزی برای گفتن نداشت، پس آرام کنار کشید تا زامیرا با آن چهره‌ی متفاوت و اغواکننده از آن پیشی بگیرد.
حین رفتن به سمتی برای نشستن که دقیقا مقابل بار بود، از روی سینی گردان دست خدمه، جام شراب گیلاسی برداشت و جرعه‌ای از آن نوشید، زامیرا مجبور شد چیزی برای خوردن سفارش دهد، البته که نباید خودش را مست می‌کرد تا بفهمد چه می‌کند و قرار است چه اتفاقی بیفتد.
در حالی که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت الوند در رمان در ترجمه گم شدیم الوند
تصویر شخصیت گرتا در رمان در ترجمه گم شدیم گرتا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!