پارت هجده :

نگاه دختر نوجوان به سمت او کشیده شد و در یک حرکت، دستش را تا آخرین حد ممکن بالا برد که این کار باعث شد آستین تیشرت گشادش تا بازوی لاغر و سفیدش پایین بیاید. در حالیکه دستش را توی هوا تاب می‌داد، با صدای بلندی گفت: آهای خانمِ خوشگلی که اون‌جا وایسادی! آره با خود توئم.. برای قرار وبلاگی اومدی؟
دیانا آب دهانش را قورت داد و چند باری پلک زد. گونه‌هایش از شنیدن لفظ خانم خوشگل رنگ گرفته بودند. <

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!