پارت بیست و سوم :


از نگاه آرن

کم‌کم مهمون‌ها رفتن و خونه خلوت شد.آخرین مهمون،سروان اسکینی بود.اون‌قدر از دیدن بابا خوشحال بود که انگار نه انگار اومده مراسم هفت.
بعد از رفتنش،بابا گفت: «با داداشت بیایین اتاقِ بالا.» و از پله‌ها بالا رفت.
حتما می‌خواست راجع‌به مامان حرف بزنه؛ این که من و نیو مقصر وضع فعلیش بودیم و نباید می‌ذاشتیم تا این‌جا پیش بره.
از وقتی برگشته بود فقط ناراحتِ ای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت نقره در رمان نیو نقره
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Baran

    0

    او مای گاد عشق یک طرفهه چرا آرن انقد از نیو بدش میااد

    ۳ هفته پیش
  • زینب

    1

    وای اونجا که آرن گفت خوش ندارم به نیو دست بزنم، قلبم شکست🥲

    ۴ هفته پیش
  • کبری

    0

    دردسرهای نیو شبیه بهراد همش یکی باید مراقبش باشه😂

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نیو به تنهایی از پس خودش برمیاد ولی بهراد ریقو...

    ۴ هفته پیش
  • گمشده در کمد بهراد

    0

    😂😂😂😂آخوند کاراته کار😂😂👌👌👌👌

    ۴ هفته پیش
  • خواهر ممد الهه سابق

    1

    هیچ وقت فکر نمی کردم عاشق یه آخوند کاراته باز بشم

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😄

    ۱ ماه پیش
  • الی

    1

    کاش بهراد اینجا بود و میدید یه نفر ازخودش بدشانس تر پیدا شده، حداقل مسعود و سورن رو داشت🤒🤒

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ولی بهراد خیلی خوش شانس بود.

    ۱ ماه پیش
  • الی

    0

    چرامن فکر میکردم وقتی پاش بیفته آرن پشت نیو رو خالی نمیکنه؟ گلبم شکست😢

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😔💔

    ۱ ماه پیش
  • دامونِ کلفت

    0

    ای ننه نذری ***😡 دستت بشکنه

    ۱ ماه پیش
  • دامونِ کلفت

    0

    قدیما میگفتن گور به گور شده این الان گور به در شده بود 🦦

    ۱ ماه پیش
  • دختر ابلیس

    4

    نظرم عوض نشده... هنوز خودمو جا نیو میزارم میگم باباعه و اسکینی و آرن و آرش حقشون خیلی چیزای بدیه اینو میزارم تو برنامه

    ۱ ماه پیش
  • دامونِ کلفت

    0

    چقدر خوب گفتی چقدر دوس داشتم🤗

    ۱ ماه پیش
  • دامونِ کلفت

    0

    عشق فقط یه کلام نیوی نقره وسلام😌💘

    ۱ ماه پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    1

    مبخوام اسمم و به هیتر خانواده نیو تغییر بدم😕 بچه ی بیچاره ام😭

    ۱ ماه پیش
  • گلی از گل‌های نیو

    4

    "اون رابطه مسخره برام هیچ ارزشی نداشت!" "هیچ خوش نداشتم بهش دست بزنم" دلم با این دوتا جمله آرن شکست بیچاره نیو..💔

    ۱ ماه پیش
  • زن قاموس بن سهی اصل

    3

    بشکنه دستت مررررررد بشکنههههههه دستتتتتت بچمو خون به دل کردی خون دماغم شد خیلی جالبه مامانش تازه فهمیده بچه هم داره؟؟عجججبببببب کلا برا این زن و مرد بچه هاشون مهم نیستن تا براشون یه نفعی داشته باشن خدااااااا از دست این نقره🤣🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بچه آوردن واسه همین چیزا (نفع شخصی)

    ۱ ماه پیش
  • ۸۰۰years patience

    0

    چجوری زنده شد اخه

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قسمت بعدی معلوم میشه ✌️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!