پارت بیست و دوم :

کاوه گفت: همونی که مو نداره. قدش بلنده و پوست تیره ای داره. لباسهای عجیبی هم می‌پوشه.
پیشکار ضمن باز کردن درب حصار جواب داد: نمی‌شناسم. یک چنین کسی را که گفتی تا به حال ندیده‌ام.
کاوه وارد حصار شد. نگاه کجی به پیشکار انداخت و خیلی مشکوک پرسید: پس نمی‌شناسی؟
پیشکار باز جواب داد: نخیر، نمی‌شناسم. حالا هم با اجازه می‌روم تا دوستتان را به خدمت شازده ببرم.
کاوه به میان گود رف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!