فرتیغ به قلم مهیار رساطلب
پارت بیست و یک :
خان سر به زیر انداخت و پاسخ داد: من زودتر گفتم چون اینها زبانشان کمی با ما متفاوت است. ترسیدم تا قابل فهم نباشد.
شازده پرسید: مگر نگفتی که ایرانی هستند؟
خان جواب داد: گویا از جایی در گیلان.
شازده پیش آمد و روبروی کاوه ایستاد. کمی دوباره قدوقواره او را ورنداز کرد و پرسید: گاهی کاروانی از گیلان به اینجا میآید و عبور میکند پس، چرا با آنها راهی نمیشوید؟
کاوه پس از نگاه گذر
لطفا صبر کنید...
