پارت سی و ششم :

اول ماه بود! مقابل آیینه ایستاد و موهایش را برای بیرون رفتن مرتب می‌کرد. روز تحویل مازاد رعیت‌ها به ارباب بود! مسؤولیتی که اردشیرخان از گُرده‌ی خود برداشت و امور را به وارثش سپرد. خود نیز بالابالا نشست و نظاره‌گر شد.
سیاوش‌خان نیز به حرف خود عمل کرد و میرزایی چون مالک را دست راست خود قرار داد. یحیی و پسرانش نیز همچنان زیر دست اردشیرخان ماندند و اوضاع روستا را سامان می‌دادند. سیاوش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!