پارت بیست :

دوازده روز قبل از تشییع جنازه
دُبی"امارات"
"پدرام"
نگاهم روی بسته‌هایی بود که داشتند لایِ بارهای دیگه بارکد می‌خوردند. بارکدهایی که فقط اگر استعلامشون رو می‌گرفتن، فِیک بودنشون معلوم می‌شد.
تمامِ موجودیِ بار چک شده بود و این مثلِ همیشه، مرحله‌ی قبل از ارسال بود. بهنام به سمتم اومد و همون‌طور که نفس‌نفس می‌زد گفت: آقا بار قبلی رسید، هماهنگی‌های لازم برای معامله‌ی بعد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • اَسماء

    1

    سلام به نویسنده عزیز تا اینجا که خوندم واقعا از نوع نوشتن رمان لذت بردم چون باعث پیچیدگی و معما میشه و وادار به فکر کردنت میکنه و این برام لذت بخشه ممنون و موفق باشی

    ۱ ماه پیش
  • زری

    1

    چه پیچ تو پیچ شد🤕🤕

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    1

    الان فهمیدم پردیس برای به دست اوردن مدارک با سعید ازدواج کرده.

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    احتمالش هست!

    ۵ ماه پیش
  • افسون

    1

    سلام گلم خسته نباشی چند تا معما دا یم حالا دلیل مرگ پردیس حتما مدارک بوده ولی مهیار هم که در خطر بوده و باز هم هر چی فکر میکنم یه نفر سومی باید باشه که اینا رو همه زیر نظر داره و پای پلیس هم که صد درصددر میان است وقتی کارشون قاچاق باشه ووووووو 🤔خوب به هرحال بیچاره ی گندم افتاددست داس مردم یا مردا🤣

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مثل همیشه حدسات تا حد زیادی درسته افسون جانم، خواهیم دید حالا♥️💋

    ۵ ماه پیش
  • زن پدرامم

    0

    😭😭😭🥲🥲🥲🥲🛐🛐🛐🛐عالی بود صبا جان

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم♥️🫂

    ۵ ماه پیش
  • نورا

    0

    اهاااا پس الان فهمیدم چرا انقدر دنبال این قرینه هستنننننن عالییییی بوددددد🤭💕

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بله نورا جانمم♥️💋🫂

    ۵ ماه پیش
  • Mahshid

    0

    صبا جانم ممنونن عزیزم عااالی بود

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلممم♥️🫂💋

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    1

    پدرام خیلی دوسداشتنیه جوری که خواهر برادری همدیگرو دوسداشتن☹️💔 پردیس انگار یجورایی قربانی شده حالا قربانی عشق یا هرچی.. اینطور بنظر میاد

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره قبول دارم، رابطشون واقعا قشنگ بود... داستان پردیس هم معلوم میشه

    ۵ ماه پیش
  • آدولفا

    0

    آخخخخخ پس جریان دستگاه این بوده💔

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    کمی تا قسمتیی

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    فکرکنم راز پردیس باسعید ازدواج کردازادی پدرام بود.وچرابه مهیار اعتمادنداره چرا?🤔😡

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مشخص میشه عزیزمم

    ۵ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    راز اون گاوصندوق بلاخره داره برملا بشه..پرهام چرا؟ چرا بخواد به برادرش ضربه بزنه؟!!!

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    متوجهش میشیم حالا😉

    ۵ ماه پیش
  • راز

    1

    داره جالب میشه

    ۵ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خدارو شکرر

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️