پارت هشتاد و سوم :
به سمت پشت حیاط حرکت کرد و داد زد: بیاید اینجا! باید از حیاط پشتی فرار کنیم؛ داعشیها الان توی شهرن.
بیچون و چرا به حرفش گوش دادیم و همگی پشت سرش دویدیم که در زنگ زدهای رو به زور باز کرد و دوباره، بین هیاهوی انفجارها داد زد: برید بیرون بدوید! همگی برید سمت تپهها.
باز هم بی مقاومت حرفش رو گوش دادیم و وارد بیابونی شدیم که توی اون تاریکی و ظلمات هیچی ازش دیده نمیشد.
نمیدونم کی
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
17به نظر من که میثم مرد زندگی نبود حداقل برای نیاز چون اینطور که ما خوندیم یه مردیه که راحت جا میزنه و کنار میکشه و ضعیفه میثم باید میرفت با نیاز حرف میزد و از احساس نیاز به معراج مطمئن میشد بعد میرفت.
۵ سال پیش۰۰۰۰
1اره درسته میثم به نیاز نمی خوره چون ضعیفه و نیاز یه زن از هر نظر کامل ولی از بس خودمون رمان خوندیم و همه افرادش همه چیز تموم بودن میبینیم تو یه رمانی از ینفر که دست و پاچلوفتیه حرف میزنه بدمون میاد😆و
۵ سال پیش۰۰۰۰
2اما تو زندگی واقعه ایی حتی همون ادم همچی تمام یه کسی رو لازم داره و خودش به تنهایی نمیتونه از پس همچی بر بیاد ولی ت این رمان خیلی خوب میشد که میثم با نیاز باشه یه رمان متفاوت میشد و نشون میداد که
۵ سال پیشهلیا
8نظر منه من اصلا شخصیت میثم رو دوست ندارم معراج هر چقدر هم نیازو اذیت کنه از میثم بهتره در ضمن وقتی نیاز معراج همو دوس داشته باشند کنار بکشه نکشه مجبور ه اون کسی که اضافه تو اون رابطه میثم
۵ سال پیشmehdi
19چه فایده عشق وقتی دو نفر نتونن باهم بسازن وتفاهم ندارن مگه اینکه بخاطر هم تغییر کنن که در واقعیت خیلی خیلی سخته🥶به نظر من عشق ادم اون کسیه که ادم رو تکمیل کنه مثه قطعه یه پازل و آدم... (ادامه داره)
۵ سال پیشmehdi
15ادامش:وآدم کنارش لذت ببره از زندگی🥰نه اینکه بخوای دم به دقیقه خودتو مثه اون کنی و فداکاری کنی🥴☹️هرکسیم باشه بالاخره خسته میشه 😢😫میدونی چرا؟ چون ادم اگه عاشق میشه به خاطره نفع خودشه... 😐✔️
۵ سال پیش♡
5خیلی غم انگیز بود این قسمتش، دلم ریش شد براش خیلی مظلومه 😭😢🥺
۵ سال پیشMasoomeh
3ادامه:اخه یه قسمت به معراج گفت که اصلا نباید میثم با خواهرش ازدواج کنه . شایدم خواهر معراج میشه خواهر میثم .... یکم گیج کنندس همه چی نمیفهمم چی به چیه🤔 عجیب پیچیده شده این جریان بعد از حرف مادر ثمر
۵ سال پیشMasoomeh
2الهی چقدر دلم برای میثم میسوزه.بچم بغض کرده 🥺نیازم که تکلیفشو با خودش معلوم نمیکنه این بدبخت و هی مَچَل خودش کرده💔گمونم این ثمر و میثم یه فامیلی چیزی بشن باهم.هرچی هست مامان میثمم یه چیزایی میدونه..
۵ سال پیشالیا
4☹☹☹☹من بمیرم برات چرا انقدر مظلومی تو آخه😭😭😭😭
۵ سال پیشمرگ
4یه سوال چراهمه میگن که میثم و ثمر عاشق هم میشن شاید اصلا بعد یه شخصیت جدیدی اومد تو رمان و میثم عاشق اون شد😐🤔
۵ سال پیشM
2الان دقیقا تو این حالتم(🙂*☹
۵ سال پیش~Tapesh•°
4جانا😢بچم میثم دلش شیکست😭💔
۵ سال پیشرضوان
2بغضم گرفت
۵ سال پیشnaznin
14وایییی هق هق چقد مظلومگفت بچم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭چقد گریم گرفتتتتتتتتتتتتت واییییی عررررررررررررررررر😭😭😭😭😭😭گفن ابجی عرررررر😭😭با بغض😭😭😭😭😭
۵ سال پیشسیدمهدی
27وقتی خدا میگه چشم هاتونو فروببندیددر مقابل نامحرم به خاطر جلوگیری از همین علاقه هایی هست که بی منطق شکل میگیره😑😔،خودنیاز قبول داره بدرد هم نمی خورن ومعراج مرد زندگی نیست ولی نفسش منطق نمی شناسه🙁
۵ سال پیشMahdi80
6اولا آنچه عیان است...نیازکه نبایدحتمابگه نمیخوامت🙁دوما اینجورمردابهترن برا زندگی چون حدودقائلن براچشم ودلشون واین نقطه قوته نه ضعف😑سوماوقتی نیازکسی دیگه رومیخواد،موندن چرا؟😓
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سودا
1آخی بیچاره میثم 😭😭😭😭خیلی گناه داره عاشق هرمی میشه میپره