پارت چهل و هفتم :

شوک در چشمان سیاهش یخ می‌زند. قفسه‌ی سینه‌اش که تا چند لحظه پیش از شدت خشم به سرعت بالا و پایین می‌رفت، حالا انگار از حرکت ایستاده است. منتظرم منفجر شود. منتظرم در ماشین را باز کند و خودش را در تاریکی خیابان گم کند؛ اما او کاری می‌کند که تمام معادلاتم را به هم می‌ریزد.
آرام‌آرام نگاه مبهوتش را از من می‌گیرد. سرش را به سمت شیشه‌ی جلو می‌چرخاند، نگاهش را به نقطه‌ای نامعلوم در سیاهی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Gianna

    0

    ولی این کارای دارا هم خیلی ترسناکه ها فکرش هم تن آدمو به لرز درمیاره بعد فکر کن آرام استاک کردنش رو هم بفهمه الفاتحه همون نیمچه امیدمون هم از دست میره هی خدا

    ۳ هفته پیش
  • Gianna

    0

    من اوایل پارت رو به آرام اینطوری بودم که: خوشت اومده نهه؟ خوشت اومده میدونم. بعد آخرای پارت از ریلکس بودن آرام اینطور بودم که میشه *** فست فودی رو به ما هم بدی شاید از رسپیش خوشمون اومد. آرام جان یکم ناز کن ها ولی ترو خدا ردش نکن باشه؟

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    1

    اون عاشق اون روی دارا شده،حتی نگرانه که آراد حرفاشونو شنیده یا نه

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    البته آرام معلومه که خیلی شوکه شده، حتی من تعجب می کنم چجوری دووم آورده،تو این پارتا اینقد حرف شنیده و حقیقت فهمیده ظرفیتش پر شده

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دارا ی عشق بیمارگونه داره الحق که ی شخصیت پیچیده و غیرقابل پیش بینی داره

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    آراد چرا حالش بدد بود؟

    ۳ ماه پیش
  • عقیله

    0

    عجیبه من اگر یکی مثل دارا بیاد تو زندگیم میپرستمش و نمیدونم ارام چی تو ذهنشه ولی مطمئنم ارام ی کشش هایی بهش داره ولی حس میکنم یکسری نقشه داره

    ۳ ماه پیش
  • Tara

    2

    بنظرم میخواد انتقام تمام اون وقتایی که آراد جلوش نقش بازی کنه رو بگیره

    ۳ ماه پیش
  • Tara

    1

    شاید چون اونم عاشق آرامه👈🏻👉🏻

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    پارت ۴۹ یا ۵۰ می‌فهمین

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    دارا حق داره که ناراحت باشه آرام جوری رفتار و انکار میکنه انگار که هیچی نشده و اعترافی هم نکرده

    ۱ ماه پیش
  • Rez

    0

    آخی آراد پسرم بچه عجول 🥺 حالا تو بزار آقای بازیگر این دختر تو شوک بیرون بیاد هنوز تو شوکه بعدا درمورد عشق آتشین حرف میزنه

    ۲ ماه پیش
  • کوثر

    5

    با اینکه شخصیت دارا رو خیلی دوست دارم ولی بیایم یکم منطقی فک کنیم دارا خیلی خیلی اشتباه کرده که دوربین و گوشی و ... آرام رو دستکاری کرده شما بودی همچین چیزیو قبول میکردین؟؟ هر چند که آرام هنوز چیزی از کارای این اعجوبه خبر ندارم🥲🥲🥲🥲🤤🤤🤤ولی روی همرفته کراشم رو دارا امیدوارم که به وصال عشقش برسه

    ۳ ماه پیش
  • PaniA

    3

    ببین تو فکر کن هنوز آرایشی خبر ندارع و اینطوری با دارا رفتار می کنه این یعنی اینکه آرام در حالت عادی داره باهاش اینطوری برخورد می کنه و اونم به کسی که داره بهش کمک میکنه تا انتقام اون مامان سلیطه اش روبگیره و درستش اینه وقتی یکی داره لطفی میکنه بهت انقدرفازبرنداره و حداقل ظاهری هم شده بهتر برخوردکنه

    ۳ ماه پیش
  • Pania

    0

    واییی خدا چرا (آرایشی) تایپ شد😂 منظورم این بود که از هیچی خبر نداره

    ۳ ماه پیش
  • دونات

    0

    من فک کردم فامیل ارام ارایشیه یه لحظه رگ به رگ شدمممم😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • PaniA

    0

    عجب فکری🤣🤣نگین اینو ببینه خودش شوک میشه** آرام ارایشی🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    واقعاً شوکم😂😂

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    قلبم ایستاد..

    ۳ ماه پیش
  • PaniA

    2

    علاوه بر کمک کردن بهش تو گرفتن انتقام داره بهش یاد میده چطوری مستقل شه و روی پای خودش وایسه و اگه آرام در آینده ی آدم موفقی بشه باید بدونه کهریشه این موضوع خود دارا بوده و بعدش تلاش های خودش چون اگه دارا نبود کی اینا میفرستاد پیش آدمای معروف سینما؟ یا اصلا کی به ی دختر تنهاشکستخورده همچنین لطفی میکن

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    دقیقاااااا درست میگی

    ۳ ماه پیش
  • دونات

    0

    خب ببین ارام یه دختر بی *** و کاره اگه جلو پسرا وابده گه هر سواستفاده ای ازش میکنن نمیشه که باید سفت باشه بعدم به فردی گه بیماری روحی داره که نمیشه به همین سادگی اعتماد کرد .دارا بابد خودشو به ارام ثابت کنه

    ۳ ماه پیش
  • PaniA

    0

    بابا ما نمیخوایم وا بده که حتی عاشقش هم نشه چون زوری نیست که دارم از ادب احترام آرام میگم نسبت به کسی که غریبه هاست ولی داره بهش کمک میکنه

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    زیبا فرمودی🤍🤌🏻

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    0

    نمیدونم آرام چه حسی داره یا خیلی شوکه است میخواد بی تفاوت باشه یا چون خودشم دوستش داره چیزی نگفت🙃ممنونم عزیزم خسته نباشی 💋❤️

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلامت باشی نفسم✨️

    ۳ ماه پیش
  • دونات

    0

    به نظر من ارام داشت دو دو تا چارتا میکرد ببینه چی به نفعشه .ببین دختر لیلا ..یه کمی وزه *** داره دیگه..البته دارای ما بلده چموش خانم رو رام کنه

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    اوممم... نظر جالبی بود دوست داشتم

    ۳ ماه پیش
  • زری

    0

    نگین خواهش میکنم دارا رو از بین نبررررر😂😂😂❤️

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    پایان رمان غیرقابل حدسه..

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    0

    این جوابت مو به تنم سیخ کرد. نگین جون سابقه خوبی نداری حواستو جمع کنن😂😂😔😔🔪

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    چرا انقدر بحث رمان‌های قبلیمو میاریددد😭😂

    ۳ ماه پیش
  • دونات

    0

    اره اینو قبول دارم ارام همیشه طلبکاره...یه جوری رفتار میکنه انگار اون بوده که دارا رو از وسط خیابون جمع کرده🫤

    ۳ ماه پیش
  • سحر

    7

    سلام بهتون تبریک میگم بخاطر قلم قوی و ذهن خلاقتون که باعث شده همچین رمان زیبایی رو خلق کنید و اینکه اگه حالتون بهتر شده لطفا زمان پارت گذاری رو به روال قبل برگردونید که از رمان زده نشیم حیفه واقعا🙏❤️

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم عزیزدلم... حق با شماست به روی چشم✨️

    ۳ ماه پیش
  • شیربرنج

    4

    نگین میشه بگی شامپوی ارام چیه؟😂من کنجکاو شدم چیه که بوی زیتون میده برام عجیب بود

    ۳ ماه پیش
  • دونات

    1

    شامپو زیتون صحت😂

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    شامپوی قبلی خودم بوده... Lerox😁🤍

    ۳ ماه پیش
  • هاناکو

    0

    اینجا یه چیزی رو فهمیدم! دارا از اسمی که آراد بهش داده خوشش نمیاد و دوست داره خودش هم آراد خطاب بشه. اما اینجا به قدری از اعتراف ناگهانی و نبود آرام، بهم ریخته بود که اصلا به آراد ۱ بخاطر اینکه دارا صداش می زد چیزی نگفت.

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دقیقا... به نکته‌‌ی ظریفی اشاره کردی🤌🏻

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    2

    آرام هنوز جایگاه خودشو نمیدونه کجاست چه برسه به عشق و عاشقی دارا و آراد..فقط میخواد از مادرش انتقام بگیره ..بنده خدا حق هم داره ،زندگی نکرده که بخواد دل به کسی بده ..ممنون نگین جان 🙏🌸

    ۳ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فدای شما مامان خانوم✨️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️