گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و یازده :
به پشت دراز میکشم. بالشتم را بغل میگیرم و سرم را روی آن میگذارم. چه عیبی دارد اگر خودم را کمی برای وحید لوس کنم؟
- یه مردی که خیـــــــــلی دوسش دارم. خیلی هم دلم براش تنگ شده. خیلی خوش تیپه. خیلی مهربونه.
صدایش را کمی کلفت کرده و با لحنی شبیه به ناصر ملک مطیعی، ادای فیلمهای فارسی را درمیآورد.
- اگه اون مرد من نباشم، حتما حسینه. وگرنه که نفر سوم زنده نمیمونه که دل شما بخوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
شبنم
1عالی بود چقدر حساشون قشنگه
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌸🌸❤️
۴ ماه پیشفریبا
1چه حس خوبی داشت این پارت ممنون نویسنده عزیز🌹❤️
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهتون❤️
۴ ماه پیشمریم
1ایشالله خونه بختشون باشه 😍😍🌹
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۴ ماه پیش....
0گوگولیااااااااا اینا برن سر خونه زندگیشون یه نفس راحت میکشم مننن
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
تا یه کاری دستمون ندادن.😅😅😅
۴ ماه پیشحدیثم
0پارت زیبایی بود نویسنده جان ، خسته نباشید
۴ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشی عزیزم.
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطیما
0خیلی خوبند این دو نفر😂 اگر شیرین بدونه منظور وحید تکرار چی بود!🤭