آنتوریوم به قلم اقلیما نائینی
پارت ده :
هنگامی که به باران جریان را گفت، آخرین چیزی که انتظارش را داشت این بود که باران به ریشش بخندد!
- عقب مونده کراش زدی روش! چرا خودزنی میکنی دیگه؟ شاغلی به تو یکی نمیسازه از وقتی میری سرکار اسکلتر شدی.
با قهر بالشت کوچکی که بغل کرده بود ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فاطیما
1عالی و زیبا بود مرسی عزیزم خسته نباشید ❤️ ❤️❤️🌹🌹🌹