کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت چهل و ششم :
سکوتش باعث شد، مردد لب بزنم:
-چه شرطی؟
-اولین شرطش صیغه بود، یه جورایی دنبال کلاه شرعی برا خیانتش بود! و البته اینکه هیچوقت هوس عقد دائم و بچه به سرم نزنه و همه چیز از زنش مخفی بمونه! همون موقع هم به نظرم این همه تاکیدش عجیب بود اما بعدها فهمیدم در اصل ثروت مال زنش بود و اون از بغل زنش به اینجا رسیده و میترسید همه چیز رو از دست بده!
با تردید بیشتری میان حرفش آمدم:
-خب این شرطها
لطفا صبر کنید...
