پارت هفتاد و هشتم :

***

ضربان قلبش با هیجان و استرس در هم آمیخته بود. از آسانسور که بیرون آمد، دسته گل سفید ژیپسوفیلا (گل عروس) را در دست فشرد و نفس در سینه حبس کرد، در انتظار آرام‌جانش.
- آقا داماد، عروس خانم تشریف میارن. سعی کنید طبیعی رفتار کنید.
نگاهی گذرا به فیلمبردار کنارش انداخت و تنها به تکان دادن سر، اکتفا کرد. نگاهی به سرتاپای خودش کرد؛ کت و شلوار مشکی خوش‌دوخت، پیراهن سفید و پاپیون مشک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Mohana

    0

    خیلیی عالیی بود مرسی از قلم فوق العاده ت عزیزم ❤️

    ۱ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون از شما گلم لطف دارین🌹

    ۱ ماه پیش
  • ارزو

    0

    ممنون از نویسنده عزیز بخاطر این رمان زیبا وجداب وقلم زیبا

    ۱ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت گلم... ممنون بابت نگاه گرمت🌹💚

    ۱ ماه پیش
  • سارا

    1

    بی نظیر بود خیلی خوب بودد

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    لطف دارین 🌹 ممنون

    ۲ ماه پیش
  • هانی

    0

    ممنون از نویسنده عزیز رمان خیلی خوبی بود لذت بردم واقعا✨

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت، لطف کردین

    ۲ ماه پیش
  • م

    2

    خیلی رمان عالی بود،خیلی لذت بردم از خوندنش،قلمت مانا 🙏🏻👏👏❤️

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون گلم 🌹 شما لطف دارین 🌹 🥹 💚

    ۲ ماه پیش
  • سحر

    1

    خیلی خیلی قشنگ بود، موفق باشی نویسنده عزیز

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون گلم خیلی لطف دارین🌹

    ۲ ماه پیش
  • ...

    1

    عجب رمانی بود مرسی از قلم شیوا و روونتون و همینطور قلب پاکتون که شاید تو این زمونه کمتر کسی داشته باشه🩷🫠

    ۲ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون گلم شما لطف دارین 🌹 🥹 💚 🌹 محبت دارین... ممنون که همراهم بودین

    ۲ ماه پیش
  • آرامش خانوم

    1

    خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار🤍

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    زنده باشین 🌹 ممنون🥰🥰

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    2

    خیلی قشنگ بود ، دوست داشتم خسته نباشید به نویسنده انشاله به نیت شما برای خیریه محک کمک میکنم❤️

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون لطف دارین. زنده باشین... لطف میکنین... انشاالله دعای خیر اون کوچولوهای دوست داشتنی بدرقه‌ی زندگیت باشه🌹🥹

    ۳ ماه پیش
  • Rosa

    2

    چقدر ازین قربون صدقه ها بدم میادد🤧🤣🤣 ایشالله پای هم فسیل شننننن عاطفه جون ممنون از قلم زیبا و گیرات واقعااا لذت بردم از ترس تموم شدنش چند روز بود نخوندم 🍓🫂🩷✨🤧

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    وا گلم این قربون و صدقه‌ها جزی از زندگیه😂 😂 ممنون گلی لطف دارین مرسی که همراهم بودین

    ۳ ماه پیش
  • نوشین

    1

    خیلی رمان قشنگی بود شخصیت مرد برا همه مغرور اما برا زنش .... نمیدونم چی بگم خیلی دوستش داشتم قلمتون مانا خیلی ممنونم ازتون که همچین رمان قشنگی مهمون چشم ما کردید

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون از لطف شما محبت دارین🌹

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    1

    عجبببب رمانی بود،شدید چسبید شخصیت آراز عاااالی بود رک و بی *** جوریکه تو هیچ رمانی همچین شخصیتی ندیدم،قلمت سبز و مانا نویسنده جان🍀❤️✍️👌بشدت زیبا بود و دلنشین❤️

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ممنون گلم شما لطف دارین 🌹 🥹 💚

    ۳ ماه پیش
  • اشرف

    0

    خداقوت نویسنده جان خیلیییییییی زیبا بود بسیار لذت بردم عزیزم قلمت ماندگار

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    زنده باشین 🌹 ممنون🥰🥰

    ۳ ماه پیش
  • ....

    0

    واقعا رمان خیلی قشنگی بود اصلا داستان تکراری نداشت واقعا خسته نباشی نویسنده عزیز

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    زنده باشین خوشحالم دوستش داشتین🌹

    ۳ ماه پیش
  • هناسه

    1

    من تاالان وقت نکردم قسمت آخرش رو بخونم. تو و رمانت بی نظیرهستید عاطفه جون و منتظر رمان های تازه ات هستیم. خدا قوت

    ۳ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    گلم شما به من و رمانم لطف دارین🌹 ممنون که همراهم هستین

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️