پارت صد و نهم :

تا رسیدن به خیابان یکسره تشکر می‌کند، به چهار راه خلوت که می‌رسند دستش را روی شانه‌ی نیکداد می‌گذارد:
- درد و غصه قشنگ نیست ولی هیچ آدمی هم بی غصه نیست! زندگی بالا و پایین داره پسرجون! اگر سخت بگیری به خودت اونوقت یا تو سربالایی کم میاری یا تو سرپایینی ترمز میبری... سنی نداری انقدر خودتو آزار نده حیفه تو این سن خودتو از زندگی زده کنی! شده یه دلیل قشنگ داشته باشی با همون بخند. این دنیا ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساحل

    2

    نویسنده عزیز بگو نیکداد کار دست خودش نمیده فقط

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پارتای آینده متوجه میشی

    ۲ ماه پیش
  • ساحل

    2

    بمیرم برای نیکداد بمیرم برای این همه فشار روش دلم براش کبابه الان چرا باید این کفتار پیداش میشد که نیکداد بفهمه داشته عوضی زن گیشومیکرده که هیچ هنوزم مثل قبل داره کثافکاری میکنه واییی حالم بدشد 😫😫😫😫😡😡😡

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    😔😔😔💔💔💔💔

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    این محسن بمیره هم نیکداد راحت میشههم ما یعنیی دیوونه شدم با این پرو بازیاش مرتیکه خرفت زندگی پسرتو حروم کردی داری تازه میگی اشتباه کردی؟ به قول نیکداد کدوم قلب اخع مکه تو قلب داری کثافت🤬🤬🤬🤬🤬🤬

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اخ گفتییییاا

    ۲ ماه پیش
  • نههه

    2

    ننههه ایشالله که جلوی خودشومیگیره نیکداد حیفه برای اینکه قاتل بشهه باید خوشبخت بشههه حقشهههه💔💔💔❤️❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    نکبت عوضی چقدر مقدمه چینی می کنه،حرفتو بزن بعدم خفه شو بمیر،کسی جلوتو نمی گیره 😡🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    عوضیه دیگه ادمای عوضی ذاتشون کثیفه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!