آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت پنجاه و هشتم :
خاویر در حالی که بلند میشد و با گوشیش میرفت اونطرفتر، گفت: «دارم به دکتر تسلر زنگ میزنم بیاد اینجا. شاید اون یه دلیلِ منطقی برای این وضعیت داشته باشه.»
توی دنیای ما رسمِ ادب این بود که شبها وقتی کسی خوابه، از "پیوند ذهنی" استفاده نکنیم مگر در موارد خیلی اضطراری؛ چون باعث میشد گرگِ طرف گیج بشه و یه جور شوک به سیستم بدنش وارد میشد.
صداش رو از ذهنم بیرون کردم و تمام
لطفا صبر کنید...
