طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و هفتم :
آن روز سوالی نداشت! داشت؟! اصلاً آن روز جای حرف نمیگذاشت که مردی به نامردی محسن بخواهد در موردش دهان باز کند.
با صدای باز شدن قفلها، فک چفت شده و مشت گره خوردهاش را باز میکند که جای ناخنهای فرورفتهاش میسوزد. با دیدن مرضیه «سلام» را نجوا میکند و او هم جوابش را کوتاه میدهد و داخل اتاقش میرود. صدای بهم خوردن در اعصابش را خط میاندازد؛ اگر میماند جای تعجب داشت!
آنقدر فک
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقا درست گفتی بعضی ادما کثیف بودن تو ذاتشونه
۲ ماه پیشدلم نمیخواد
1دلم نمیخواد به اتفاقای بد فکر کنم خداکنه نیکداد روی خودش کنترل داشته باشه😢😢
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
تو پارتای ادامه مشخص میشه نیکداد ادمی نیست به کسی اسیب بزنه ولی خشم رو نمیشه کنترل کرد
۲ ماه پیشفاطمه
1واقعا الان باید یکی از اون دوتا کثافتا پیدا بشه 😣😣 یعنی همه دست به دست هم دادن یه بلایی نیکداد سر خودش یا یکی بیاره بیچاره کنه خودشواون از محسن اینم از این کفتار
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دیگه بالاخره حقیقت یه جوری مشخص میشه حتی اگر ادم ازش فرار کنه باید ببینیم نیکداد چیکار میکنه
۲ ماه پیشساحل
0چهوارت بلند وخوبی بود و چه تنهایی نیکداد دلمو چنگ میزنه اینلچه خیلی طفلکیه زندگی اترا هم بهم پیچیده وگرنه باز میرفتن بیرون ونیکداد کنارش آروم می گرفت
۲ ماه پیشساحل
0وای من اینوا تو جا انداخته بودمم
۲ ماه پیشم
2این کثافت انگار عموی امیر حسینه،اون یکی کیه، حمید یا یونس 😡
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
دقیقا درست حدس زدی عموشه باید بیینیم اون یکی کیه🙈😬
۲ ماه پیشدنیا
2یعنی یکی از اون دوتا کثافت با امیرحسین فامیله... نههه باورم نمیشه یعنی چی اخهه😫😫😫😫😫🤬🤬🤬
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
اره ولی اینکه کی هست به زودی مشخص میشه امروزم پارت میذارم ❤️
۲ ماه پیشدنیا
2یا خداااا الان چی شدددد این طرف یکی از اوناسسس؟؟؟ من هنگگ کردممم
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
به زودی مشخص میشه ولی بلکه کسی که نیکداد دید یکی از همون دونفره😬🫣
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

میگن بعضی ادما
0میگن بعضی ادما درست نمیشن ذاتشون خرابه همین یارو ذاتش خرابه درست نمیشه ولی خیلی بده که بعد پونزده یال هیچ تاوانی پس نداده انگار