بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت صد و هفتاد :
بادِ داغ و سرکشِ جنوب، لباس سیاهم را شبیهِ به بالهای یک پرندهی سوگوار در هوا میرقصاند. خاکِ این تپه، هنوز هم در نظرم سرختر از تمامِ زمینهای اطراف بود. درست همینجا... همین نقطهای که حالا پایم را رویش فشرده بودم، چند ماه پیش مسلخِ من و نریمان شده بود. جایی که من ایستاده بودم، نشانهرفته به سمتِ قلبی که دیشبش پناهگاهِ من بود، و جایی که او با تنِ سوراخشدهاش زانو زده بود.
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحان
5ولی چرا حس میکنم باید ادامه دار میشد آخه غیر منتظره بود عجیبه بهر حال خسته نباشی عزیزم
۳ ماه پیششادی
6این داستان میتونست ی درس ارزشمند برای رخساره داشته باشه.اونم اینکه هیچی ارزش قاتل شدن رو نداره ولی خب رخساره چیزی از این رمان یاد نگرفت و همش ب خود رای بودن خودش ادامه داد تا لحظه آخر.الان چ فرقی با قمر الملوک داشت....
۳ ماه پیششادی
2خب اصلا دوس نداشتم اینطوری تموم بشه.حتی دوس نداشتم نریمان ب دست خود بانو دخت کشته بشه ولی خب قرار نیس داستان مطابق میل من پیش بره
۳ ماه پیشماهرخ
0عالی بود مثل تمامی اثارتون قلمتون مانا
۳ ماه پیشفاطمه
3سلام.چرا رمان بدون اینکه به پایان مطلوبی برسه تموم شد؟
۳ ماه پیشزهرا
0از اون رمانایی بود که هیچوقت یادمون نمیره فوق العاده اثر گذار
۳ ماه پیشزهرا
3چرا من دنبال بقیش بودم چرا منتظر خوندن خوشبختی بانودخت بودم
۳ ماه پیشPARNIA
0کاش تموم نمیشد😭عادت کرده بودم به این رمان و فکر نمیکردم اینجا تموم شه. ممنون از قلم خوبتون🤍
۳ ماه پیشمصی
0داستان قشنگی بود و متفاوت! کلمات و جملات طوری بود که من حتما برای خوندن این رمان تمام تمرکزم رو می زاشتم و سعی می کردم یه تصویر ذهنی از اتفاقاتی که میوفته داشته باشم نویسنده عزیزم هرجا هستی ذهنت آروم
۳ ماه پیشمینا
1پایان تمام داستانا مینویسن پایان ولی این خیلی غیر منتظره بود گفتیم شاید حدااقل یک پارت دیگه شاید باشه
۳ ماه پیشالهه
7چرا پارت جدید رو نویسنده جان نمیذاری ؟ خیلی انتظار کشیدیم
۳ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
عزیزم پایانشه دیگه
۳ ماه پیشمرجان
0ساناز جون چه غیر منتظره تموم شد .انتظار داشتیم یکم با فرداد داستان داشته باشههه😭😭😭💔💔💔💔
۳ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
قشنگم عادت کردید به رمان ـ.. تموم شد
۳ ماه پیشاکرم بانو
0سوال اخر پارت روهم اصلا ندیدم و تازه الان متوجهش شدم
۳ ماه پیشاکرم بانو
0فقط میدونستم بی دلیل این همه وقت بی خبر پارت نمیذارید،فکرنمیکردم تموم شه،هنوز دلم میخواست بیشترفرداد و بانو دخت رو کنار هم ببینم
۳ ماه پیشاکرم بانو
1ساناز جون،انقد به رمان قشنگت عادت کرده بودیم که دلمون نمیخواست تموم شه،واسه همین هنوز منتظر بودیم
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
2خسته نباشید خداقوت💞اما برای همچین قلم خفنی پایان زیباتری شاید باید رقم میخورد ولی زیبا بود✨🌹🤍