ساختمان سایه به قلم هانیه پروین
پارت سیزده :
قصد انکار نداشتم؛ با این وجود، او منتظر من نماند. تلفن همراه رده پایینش را از جیب کاپشنش بیرون آورد و تنها چند لحظه طول کشید تا آن را به سمت من بچرخاند. بله، این من بودم. آن شلوار راحتی با طرح میکی موس، همین حالا هم در سبک رخت چرکها قرار داشت.
سروان گوشی را به سمت آقای همسایه چرخاند و توضیح داد:
- این فیلم دوربین پارکینگ ساختمونه، دقیقا متعلق به شبی که خانم کریمی ناپدید شدن. توی ای
لطفا صبر کنید...
