پارت بیست و ششم :

خندیدم _ عه آقا مگه دروغ دارم میگم!
و دوباره رو کردم به بچه ها و گفتم:_ خبر ندارید دیشب سیاوش زنگ زد به من و کلی با هم حرف زدیم بهم گفت میخواد بشه فرهاد و با تیشه بیفته به جون هر چی کوهه سر راهش تا به شیرینش که بیتا خانوم باشه برسه، واسه همین میخواد بره با بابای بیتا حرف بزنه.
حالا دیگر جلوی بچه ها نمیشد گرفت ستایش و سپیده شروع کردن آرام دست زدن و نازنین شانه هایش را ریز میلرزاند و اَدا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    اوخی الهی میعاد فدات شه که حوصله مخاطب پشت تلفن و نداری و میخوای از لحظات عشقولانت با فرناز لذت ببری😉😉؛ ولی خدا بگم فرزاد و چیکار نکنه خیلی کلکی ایولا داری قطع بر یقین از علاقه امیرعلی به فرناز خبر داره😎😎

    ۱ ماه پیش
  • میم

    1

    بالاخره امیرعلی داره از فاز خونسردی و بی خیالی درمیاد،حتما سر خواستگاریه، حالا مونده از این عصبانیتا وقتی اسم فرنازو بیاره 😮🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره دقیقا

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    خدارو شکر رسید،ذوق مرگ نشد تو راه تا برسه به امیرعلی،البته برای چزوندن اون طفلک 😅

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    گفتی میم جان😁

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    0

    آخ آخ اون روشو ندیده بودیم که دیدیم یعنی امیرعلی داره سرکی با عصبانیت دادو بیداد میکنه و فریاد میکشه، هان؟ منم مثل فرناز کنجکاو شدم بدونم... خب به هر حال پارت بعدی میفهمم 😁 ممنون سمانه جون که امروز دوتا پارت گذاشتی 🌹

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات ساجده ی قشنگم♥️😘

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    وای خدا این چقدر عصبانی بود چرا همچین کرد یعنی کی پشت خط بود

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    جواب در پارت بعدی😝

    ۲ ماه پیش
  • ابرا

    2

    آقای من رد دادم از دست این دوتا منتظر می مونم تا سمانه جان چه می کنه با دل ما

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    اعتماد کنید بهم😁🤞🏻

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    2

    از اونجایی که دوتا رمان قبلی سمانه رو خوندم میدونم از صحنه واسمون کم نمیذاره😁

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آفرین ماهی😜

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    با خجالت پسر باشی عجبا پشت خط لیلا داره تله میکنه حتما به زور به لیلا بدن فلک زده رو😃😃

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    شاید🤭

    ۲ ماه پیش
  • شقایق

    2

    یعتی به نظرتون با کی داره دعوا میکنه🤔 با لیلا؟

    ۲ ماه پیش
  • علیرضا

    4

    امیرعلی داداش همینجا بگیر ماچش کن دیونه شدیم خودت یه جوری این فرناز و ساکت کن🤞🏻😔🤣

    ۲ ماه پیش
کپی شد!