پارت بیست و چهارم :

تماس را از روی بلندگو برداشتم و گوشی را گذاشتم روی گوشم و با لحنی که پر بود از تعجب گفتم:
_ آقا سیاوش شوخی دارید میکنید!
_ نه شوخی نمیکنم من دیگه بدون بیتا بودن و تحمل ندارم حتی یک لحظه
با جدیت گفتم:_ اما شما قبل از هر چیزی باید با بیتا صحبت کنید. بیتا دلش خیلی شکسته دیگه اون آدم سابق نیست هر لحظه مدام تو خودشه حتی وقتی شنید شما چه واکنشی نسبت به حرف بهزاد داشتید و گفتید حقمه اگه بیت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    مرتیکع میعاد چندش 😒

    ۲ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خیلی ام چندش😒

    ۲ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    بزن بکشش لطفا😂🤣

    ۲ ماه پیش
  • نسیم

    0

    اخ که من دلم واسه این امیرعلی کباب شد عشق زورکی و ناخواسته بد چیزیه!😔؛ میعاد از دوروبر فرناز برو کنار تا نزدم شَل و پلت نکردم😐😐

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    4

    دوستان کامنت های زیبای همه تونو خوندم ولایک کردم کامنتای منم لایک کنید ممنون 🌹😊

    ۵ ماه پیش
  • صدرا

    2

    لایکی دختر 👌🏻

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    4

    داستانی که تو استوری در مورد رمان بود درمورد فرناز و امیرعلی بود یا میعاد؟

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ساجده جونم باید صبر کنی ببینی در مورد کدومشونه🙈

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    3

    به نظرم امیرعلی بود😍 پسر تو تصویر چشم و ابرو مشکیه و امیرعلی هم این شکلیه ولی میعاد بوره و روشن

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    4

    مرسی عزیزم خیلی قشنگ و با احساس نوشتی... یه جوری مینویسی که آدم هیچوقت از خوندن رمانات خسته نمیشه 🥰 عاشقتم دختر

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمی دختر😘

    ۵ ماه پیش
  • صدرا

    3

    نمیدونم دلم واسه امیرعلی بسوزه یا سیاوش و میعاد🥲

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    موافقم باهات😄

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    4

    سیاوش از همه بیشتر گناه داره بنده خدا عشقش ناکام مونده؛ دوری از بیتا خیلی براش سخت و طاقت فرسا بوده و قلبشم مریضه خیلی براش ناراحتم، خیلی غمناکه برام 😢😢این حقشون نبود نه بیتا و نه سیاوش... امیدوارم آخرش بهم برسن 🥺

    ۵ ماه پیش
  • میم

    4

    ولی من مثلث عشقی دوست ندارم،آخه گناه داره نفر سوم که اضافیه 😔

    ۵ ماه پیش
  • شقایق

    3

    اصلا نمیدونم باید طرف کی و بگیرم آخه امیرعلی هنوز ساکته و حس میکنم به خاطرمادرش جرئت نزدیک شدن به فرناز و نداره ولی میعاد عاشقه الان

    ۵ ماه پیش
  • مهناز

    3

    به نظر من اصلا امیرعلی نمیاد سمت فرناز چون فرناز هیچ حسی نداره بهش

    ۵ ماه پیش
  • میم

    3

    ولی فرناز بدون حس نیست،نفرتم یه حسه،یه روی دیگه عشقه حتی،فقط امیرعلی حتما حرفی زده یا کاری،شاید ناخواسته که فرناز اینجوری شده،نفرت که بی دلیل نمی شه😏

    ۵ ماه پیش
  • مهماز

    4

    حس نفرتش برمیگرده به مامان امیرعلی و مامان خودش. از اونور زن دایی رو مغزش راه میره از اونور مامان خودش هی فرناز و میکوبه و میگه رعنا و امیرعلی. دلیل اصلیش واسه همینه وگرنه خود امیرعلی بچه جرئت نداره حرفی بزنه🥲😄

    ۵ ماه پیش
  • میم

    4

    آره مادرش و زن داییش خیلی رو مخن اما دیگه فرناز خیلی رفتارش تنده نسبت به امیرعلی،تا حالا اصلا نذاشته یه جمله کامل بگه،فورا حرفشو قطع می کنه 😮

    ۵ ماه پیش
  • مهناز

    3

    این خط این نشون همچین عاشق بشه فرناز ولی از یه طرفم راستی آخه لیلا پس چی میشه که میخوان برن خواستگاری 🤔

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    با نظرت موافقم انگار امیرعلی خودش خیلی پیگیر فرناز ولی یه مانعی داره که باعث میشه نیاد جلو ولی قضیه میعاد فرق داره از هفت دولت آزاده که عشقش رو به فرناز اعتراف کنه...

    ۵ ماه پیش
  • صدرا

    3

    میعاد که مشخص شد یعنی نفر سوم امیر علی ؟

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    وای آره اگه اینطوری بشه خیلی بده ولی فکر نکنم مثلث عشقی بشه شاید ادامه رمان قراره سرنوشت بعضیا عوض شه کسی چه میدونه ؛ هوم؟

    ۵ ماه پیش
  • ابرا

    3

    نه دلم فقط برای امیر علی می سوزه آخه چرا اینجوری کرد فقط داشت حرف میزد کلا زد برجک پسرمون آورد پایان این فرناز دلم می خواد تو عشق امیر علی دق کنه 🤭🤭

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عاشق کامنتت شدم😁

    ۵ ماه پیش
  • مهربانو

    3

    آخ گفتیییییییییی یعنی یه روز برسه این فرناز بیفته دنبال امیرعلی 😎

    ۵ ماه پیش
  • میم

    3

    منم خیلی دوست اون روزای فرنازو ببینم،اگه سمانه جون بخواد می شه به آرزومون برسیم(طفلک فرناز چه نقشه های پلیدی براش داریم)😁

    ۵ ماه پیش
  • شقایق

    3

    وای منم دوست دارم فرناز بیفته دنبال امیرعلی🤣 ولی دلم از یه طرف میخواد بره با میعاد🥲

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نقشه ها دارم برای همه تون🤣🙈

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    جدی میگی؟؟؟؟ چون من عاشق نقشه ام... هر پارت یکیشو برامون پیاده کن...بی صبرانه منتظر پارت های بعدی رمان هستیم.... ممنون که انقدر زیبا مینویسی، قلمت مانا عزیزم 😘🌹

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    نه حالا حالا باید بیفته دنبال فرناز بانو تا یه نگاه خشک و خالی بهش بندازه...آره اینجوریاس😅🤭

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    مثل اینکه همینطوره... باید ادامه رمان رو بخونیم چونکه انگار داستان قراره از این هم جالب تر شه.

    ۵ ماه پیش
  • میم

    3

    فرنوش باهوش به خیال خودش البته،وای امیرعلی هنوز نمی دونی همسر آیندت چند سالشه،جوری که نگاه کرد فقط نگفت خنگه همین الان سال دقیقشو گفتم که🤣

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چه قشنگ گفتی واقعا🤣

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    امیرعلی خیلی واضح حرف زد راستشو بخوای ولی همه خودشونو زدن به اون راه چون رسما گفت فرناز برام از لیلا مهم تره ولی فرنوش اینو نادیده گرفت.

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    نه به خاطر اینه که مامانش و فرزاد خیلی به امیرعلی و خانوادش اهمیت میدن حتی بیشتر از خود فرناز برای همینه که دل خوشی ازشون نداره....

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    3

    وای فرناز خانم میعاد خان بالاخره بهت اعتراف کرد دختر دیگه چی میخوای میخوای یکم بهش روی خوش نشون بده شاید پسر خوبی بود اگرم نبود فدای سرت ....مهم نیست 😅

    ۵ ماه پیش
  • مریم

    3

    حالا ما بودیم یه نفر نداشتیم فرناز چند تا چند تا ای خدا😂😂😂🤭

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آخ گل گفتی🤣

    ۵ ماه پیش
  • میم

    3

    عجیب نه بگو چقدر عاشقانه بودحرفهایش،گل می ده،گردش دو نفره،بودن تو حالمو خوب می کنه،بله میعادم از دست رفت 😏

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    میعاد و از دست دادیم😁

    ۵ ماه پیش
  • شیما

    3

    آقایون خانوما برید کنار که مثلث عشقی خفن داریم🥳🥳🥳

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    به حساس ترین پارت ها نزدیک میشم🙈

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️