پارت صد و هفتاد و یک :

نگاهی بین زن و مرد ردوبدل شد. بخشی از ذهنم درگیرِ فکر و قضاوتِ آن‌ها درباره‌ٔ خودم و رابطه‌ام با فؤاد بود، اما دیگر راه برگشتی نبود. گذشته از آن، حرف زدن با مامان و ختم کردنِ قائله‌ای که به راه افتاده، برایم مهم‌تر از هر چیزی بود.
بعد از پچ‌پچی چند ثانیه‌ای بینِ زن و مرد و نگاه‌های مردد و ظنینِ زن از گوشهٔ چشم، زن به‌سمتِ خانه رفت و چکمه‌هایش را درآورد. مرد که به سختی کلمه‌های فار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!