پارت نود و دوم :

حرف‌های خوبش خیالم را به روزهای نه‌چندان خوبم برده بود. چند روز قبل از آن مهمانی در خانه‌ٔ ما وضعیت عادی نبود. از لحظه‌ای که خاله‌ساره گفته بود، قبل از برگشتن‌شان برای کامیار در ایران تولد می‌گیرد تا با جمع شدنِ خانواده‌ٔ خودش و شوهرش دور هم، به پسرِ شش ساله‌اش بیشتر خوش بگذرد، ناخواسته مسببِ آشفتگی و بدخلقی خواهرِ بزرگش شده بود که رفتن به مهمانی‌اش را نمی‌خواست، اما بهانه‌ای ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!