پارت صد و شصت و یک :

پا روی پدال گاز فشردم و ماشینِ پدرم مثل اسبی بادپا، شلاقِ خیابان‌های سنگفرش تهران را پشت سر گذاشت. شهر با تمام هیاهو، نظمیه و راهروهای پر از راز و دروغش در آینه‌ی بغل کوچک و کوچک‌تر می‌شد. مقصدم روشن بود؛ عمارتِ غبارگرفته‌ی فرداد. عمارتی که حالا دیگر صاحبش روی تختِ فلزی بازداشتگاه، چشم به باریکه‌ی نور دوخته بود و خودش را به تاریکی ابدیت محکوم می‌کرد.
وقتی جلوی عمارت ایستادم، سکو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    کاش اتفاقی برای فرداد نیوفته

    ۲ ماه پیش
  • نرگس

    2

    خوشحالم از اینکه .یری پیش نریمان🤧🤧🤧🤧

    ۴ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    خداکنه نریمان از رخساره بخاطر فرداد دست بکشه

    ۴ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    رفتنش درست بود الان؟؟

    ۴ ماه پیش
  • ن س

    2

    مگه نریمان نگفت کسی را می فرسته دنبالش خب از بانودخت همین انتظار می رفت

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    چه خوب که اون نامه رو برای فرداد نوشت... چه خوب که ادم بدونه جایی رو داره که بره....

    ۴ ماه پیش
  • آمنه

    2

    بانو جان فقط برام سوال هست چرا نریمان و هومان گناه مادرشان را نمیدیدند اخه شاید شوهرش بیرون میرفت ولی اونها بچه بودند و توی خونه حتما به غیر از همه اینها بانو زود فهمید ولی اونها نه غیر ممکنه حالا فرداد اونجا نمیره و توی اون زیرزمین نمیره ولی اونها خونه هستند

    ۴ ماه پیش
  • آمنه

    1

    امیدوارم هیچ کسی نگوید دست خالی آمده و امیدوارم خدا همراه اون باشه پارت عالی بود ای کاش فرداد به خاطره بانو سر عقل بیاد و اونی که قاتل هست رو نام ببره من بیشتر غصه ام برای فرداد هست

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    وای الان از کجا میخواد نریمان رو پیدا کنه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    وای هنوزم باورم نمیشه طاهر همچین ادمی بوده باشه..

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️