پارت یازده :

بیست و شش روز قبل از تشییع جنازه
مهیار
وارد که شدم طبق معمول بوی عطر و الکل همه‌جارو برداشته بود و همه به طرز اغراق آمیزی شیک و رسمی پوشیده بودند!
اگر دست خودم بود صد سال دیگه هم توی این مهمونی پا نمی‌ذاشتم و هر چی می‌کشیدم از امر و نهی‌های سامان بود.
یه بار دیگه روح پر فتوحش رو مورد عنایت قرار دادم و سعی کردم چهره‌م رو عادی نشون بدم.
اولین نفر بابا به سمتم اومد. با وجود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت ناشناس در رمان گورستان ناشناس
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • نعنا

    1

    اره خودتو بکش جیندا خانوم

    ۱ ماه پیش
  • ....

    1

    مهیار عاشق گندم میشه

    ۲ ماه پیش
  • زری

    1

    ای پردیس بیچاره🥺🥺 گفتی چه کسی در چه خیالی به کجایی؟ تاب توام، محو توام، خانه خرابم! 💔

    ۲ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    زری قشنگمم😢♥️🫂

    ۲ ماه پیش
  • زری

    1

    ای مهیار ..... پردیس بدبخت...🥺🥺🥺 دلم برا پردیس سوخت🥺🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره واقعا گناه داشتت

    ۳ ماه پیش
  • Rosa

    0

    درک نمیکنم دلتون دقیقا برا چی سوخت؟خیانت دل سوختن داره؟عجبا

    ۳ ماه پیش
  • Rosa

    0

    عاا پس پسرو ببین پدرو بگیر بودد

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    1

    هیییعع زن باباشه!! بی حیا ...🤨

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره واقعا🙃

    ۳ ماه پیش
  • آدولفا

    1

    حقیقتا کرک و پری برام نموند. چرا واقعا😭

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزمم...چی چرا؟😄

    ۴ ماه پیش
  • مرید ۱۱۰

    3

    آخه زن به این جوونی با کسی ازدواج می کنه که یه پسر داره که تقریبا همین خودشه

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اینم دلیل داره که متوجهش میشید

    ۴ ماه پیش
  • مرید ۱۱۰

    2

    یعنی پردیس خود کشی میکنه؟

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    هنوز معلوم نیست😁

    ۴ ماه پیش
  • مرید ۱۱۰

    0

    یه چیزی داداش پردیس بهش گفت اسم شوهر پردیس سعید هست؟

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بله عزیزم♥️

    ۴ ماه پیش
  • مهسا

    0

    وای خیلی خوبه خیلیییییییییییی🥺🥺

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم ازت مهسا جانم♥️

    ۴ ماه پیش
  • زری

    1

    عالیه قلمت مانا دختر 🫀🫀🫀🫀🫀🫀

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی زری جانم💋😍♥️🫂

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    1

    خوب چرا زن باباش شده آخه وقتی خودش رو میخاد جریان چیه

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    جریان جلوتر معلوم میشه😁

    ۴ ماه پیش
  • تیسراتیل

    3

    هنننننن زن باباشه؟؟ 💔😐همون بهتر که مرد

    ۴ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    2

    خیلی بامزه گفتی 🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😄😄

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره متاسفانه😁

    ۴ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    2

    زن باباش بووووددد..لامذهب خیلی خوشکل بود

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره قبول دارم، خوشگل بود🥰

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️