پارت صد و هشتم :
نگاه کنجکاوم روی پوشه مقابل دستش بود به خاطر همین بیشتر از این نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و سریع پرسیدم:
_ اون چیه آقای پیشتاز؟ برای منه؟
احتشام این بار بهم نگاه نکرد فقط نگاهش روی پوشه مقابلش بود.
احتشام_ سوال بهتر اینه که تو واقعا می خوایی بدونی این تو چیه یا نه.
بعد سرش رو بلند کرد و چشم هایی که هنوز کشف نکرده بودم آبیه یا طوسی، بهم دوخت.
احتشام_ مجبور نیستی به این زودی جو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
0عاشق سرعتتم. داری میرسی بهمون
۱ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
0اره من وقت داشته باشم زود میخونم به سرعت معروفم 😂
۱ هفته پیشحنانه
0ولی همزمان دقت هم کن بعدا چوبشو میخوریا🥲🥺
۱ هفته پیشالمیرا
0احتشام داداش ترمز بگیر ما هم سوار شیم. حس خوبی از حرف هاش نگرفتم چی چی درمورد گذشته دلوین بلغور میکنه ؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه ماجرای پیچیده و شاید اشتباه:)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه ماجرای پیچیده و شاید اشتباه:)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه ماجرای پیچیده و شاید اشتباه:)
۲ ماه پیشگندم
0فکر میکنم دلوین یه نسبت فامیلی با دادمهر ها یا پیشتازها داشته یا حداقل اینکه یه گذشته مشترک با اونا داشته که بنا به دلایلی یادش نمیاد اونجایی هم که دلوین برای استخدام رفته بود شرکت، برای رادان دلوین آشنا بود اما دلوین چیزی بخاطر نداشت
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشیلدا
0وای یه جوری بود حرفای پیشتاز اصن حس خوبی نگرفتم😄😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشMahi
0حالا وایسا ببینیم این نقشه شومی که کشیده چیه خدا به پارت بعدی رحم کنه😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشمهری ماه
0عه عکس هومان عوض شده چه خوشتی و جذابه اینجا😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😍
۳ ماه پیشMahi
0احتشام منظورش از اون حرف ها چیه؟ یعنی چی زیر سرشه؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشمهری ماه
0یعنی چی زیر سرشه😂حسابی کنجکاو گشتم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشمهری ماه
0چه قدر حرفای احتشام مشکوک بود خیلی دارک و رمزی صحبت کرد من جای دلوین بودم همونجا سکته میزدم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشافساته
0اون لحظه که گفت وقتت که برسه می فهمی کنار کی باید بایستی… یخ کردم 😰
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۳ ماه پیشدیبا سخاوت
0تو می تونی خیلی فراتر از این جایگاه باشی 👀 این جمله یعنی چی دقیقاً؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که چی قراره بشه😉🤍✨️
۳ ماه پیشافسانه
0این پارت اصلاً معمولی نبود، کلی رمزو راز ددشت
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که چی قراره بشه😉🤍✨️
۳ ماه پیشShishi
0عه پارت بعدیم ددرم خدارو شکر😂😍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اخه تعجب کردم منم💋
۳ ماه پیشShishi
0لطفاً زودتر ادامه بده، مغزم داره سناریو می سازه منننننن هنوز به اون پوشه فکر می کنم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شما که سه پارت دیگه هم داری
۳ ماه پیشتینا
0این یکی از بهترین پارت هایی بود که تا الان خوندم اعصابم خورده ولی راضیم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام گل قشنگم😍🤍✨️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0حرفای دو پهلو مصداق الان احتشامه