پارت صد و هفتم :
همون لحظه یه صدای آشنا به گوشم رسید که باعث شد با پشت دست اشک هام رو پاک کنم تا به سمت صدا برگردم ببینم کیه.
پسره_ رادان داری بد می کنی... می خوایی بازم من رو بفرستی رد کارم که من رو بپیچونی نفهمم داری چی کار می کنی آره؟
رادان_ برو تا حراست رو صدا نزدم.
پسره_ می خوایی حراست رو صدا بزنی که من رو بیرون کنه!؟... هه... باورم نمیشه.
رادان_ از وقتی که انتخاب های خودت رو کردی حرفی برای گفتن با
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ هفته پیشستایش
0یعنی این احتشام قراره چی به دلوین نشون بده🤔
۴ هفته پیشسیلا
0اقا مشکوکم مصکوکک حسابی به این پارت و احتشام مشکوک شدم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشسیلا
0نکنه احتشام میدونه چی ثر خونواده دلوین اومده ها؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشمن الان
0باید از دست تو چی کار کنم؟ احتشام یه جور عجیب حرف میزد که انگار دلوینو میشناسه اما چه طوریی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشاقا من دیگه نمی کشم
0وای نهه احتشام چی داره میگه کیانا💀😰😰😱😱
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید
۲ ماه پیشنیلا
0انگار داشت هم تهدیدش می کرد هم آینده شو می ساخت
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که چی قراره بشه😉🤍✨️
۳ ماه پیشAva
0این مرد استاد جمله های دوپهلوئه من عاشق اینم که احتشام داد نمی زنه ولی از رادان ترسناک تره
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشستایش
0خدایا رادان تا چه حد کراش اخه🥲
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم
۳ ماه پیشAboli
0وای چههههههه قدددررررررررر کاورت قشنگههههههه😍😍😍🥲❣️❣️❣️❣️❣️مبارکه کاور جدیدترین عشقممممم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم مبارو همنون باشه قشنگم😍💋
۳ ماه پیشماهلین
0بابای رادان کاملا حس ترسو استرسو به ادم منتقل میکنه😬
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشدینا(زن رادان)
0اصلا حس خوبی به پدر شوهرم ندارم 😂 حس میکنم هر اتفاقی سر دلوین میاد شروع کننده اصلیش این پیریه
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عزیزم😂😂پدر زن کراشی هم داریا
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشفاطی
0پدر زنت ولی حرفای قشنگ و خفنی زدها😂🤙
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیشساناز
0رادان خون اشام هم وارد شد😂❤️این بشر وایب خون اشام داره واسم
۳ ماه پیشدینا(زن رادان)
0شوهر منه هاا چشماتونو درویش کنیدد
۳ ماه پیشساناز
0وا😂از پذیرفتن هوو معذوریم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کم کم نقشش پررنگ شد هوو دار میشی اونم به صورت کلان😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشسارا (منشی کیانا)
0توصیف نورهای سفید و آبی و حس یخچال… فوق العاده بود، واقعی واقعی حس شد ❄️خیلی قشنگ نوشتی
۳ ماه پیشفاطی
0کلا مونولوگ قوی مینویسه خیلی قابل تجسم و عالی بود
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مونولوگ و دیالوگ همه و همه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍💋
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍💋
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
1رادان یه جوریه که انگار هم دشمنه هم رفیق… یه چیزی از دلوین می دونه که ما هنوز نمی دونیم. از اونور برام سواله بهراد و خونوادش خیلی پولدارن خب خسیس های بدبخت چرا زانو اون پیرزن بدبخت عمل نمیکنید؟ این کارم باید دلوین بکنه؟ لعنت بهتون
۳ ماه پیشحنانه
0موافقم ولی کاش ادم بده نباشن
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ممکنه باشن و متاسفانه ادم بده هم باشن بازم جذابن😂😂😂😶
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0حس خوبی ندارم 🤧