پارت پنجاه و چهارم :

«فصل نهم: فلش اتهام؛ پیچش»
فقط خدا می‌دانست بعد از نشان دادن عکس سمیرا به مأمور، چندبار اتاق را با قدم‌هایم متر کرده بودم. مطمئناً اگر زیر پایم خاک بود، تا به حال جاپایم نیم‌متری چال شده بود.
انقدر پوست لب‌هایم را گزیده بودم که از چندجا شکافته شده و خون در دهانم پخش میشد. نکند کار اشتباهی کرده بودم؟ نکند کاویان حتی این را هم پیش‌بینی کرده بود و در نهایت قرار بود چنگالش بیش‌تر ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!