آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و چهارده :
* * * * *
ولی عشق هم عجب چیزی بود. فکر کن کل زندگیات را ول کنی، تا فقط بتوانی چشم آبی را نگاه کنی. فکر کن کل زندگیات چشم آبی شود!
مثل الان که نمیتوانستم چشم از او بگیرم. نشسته بر روی صندلی، با پیرزنی صحبت میکرد که از ساکنان برج بود. هنوز هم داشت تلاش میکرد... این بار بدون کمک من. به گمانم اشتباه فکر کرده بودم. اگر من هم نبودم، جنگجو کوچولوی من خستگی ناپذیر تر از آنی بود که یک گوشه بنش
مطالعهی این پارت حدودا ۵۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آوا موسوی | نویسنده رمان
:)
۲ هفته پیشتارا
0کلا خیلی کیوان و رفتارش رو می پسندم🤭🤭
۱ ماه پیشNina
1کاش به جای من تارا داشت این ساید استوری رو میخوند. قلبم تیکه *** شد:) این کیوان عجب بازیگری بود که چیزی که نشونمون میداد با چیزی که الان میبینم توی سرش گذشته هزاران هزار توفیر داره..
۲ ماه پیشAida
2حس اینکه چقدر چپکی خوندم همه چیو،چقدر چپکی یادم مونده بود،چقدر چپکی قضاوت کردم
۲ ماه پیشAida
1آخی،کیوان میخواست بگه بهش؟؟حتی همین حرکت نیکانم رومخ بود اگه نمیومد الان شاید کیوان تو چشم تارا یه آدم بهتری بود،حتی سورنا
۲ ماه پیشAida
2کاش ساید استوری تموم نمیشد،چون هرچی نفهمیده بودم از رمانو با عمق فهمیدم
۲ ماه پیشدختر ماه
3پارتای ساید استوری روحمو نوازش کرد 🙂✨️
۲ ماه پیشWhy
1من برگشتم:) هنوز هیچی نخوندم ولی دلم گرفت هعی روزگار
۲ ماه پیشترنم
1عه؟پس بیا با هم پیش بریم و بیشتر برا دردای این دوتا گریه کنیم😭
۲ ماه پیشWhy
1واای ارهه😭😭
۲ ماه پیشترنم
1خیلی خیلی قشنگ بود ولی اون آخرا که کیوانم حالش خوب نبود رو منم تاثیر گذاشت ولی درکل کلی لذت بردم با اینکه دوبار نوشتی ولی بازم همون زیبایی خودشو حفظ کرده بود،حرفی نداشت دمت گرم💙✨
۲ ماه پیشترنم
1چقد خودشو زجر داد،چقد به خودش بد و بیراه گفت،ستاره تو که ندیدی ولی کیوان همینجوری ذهنش درگیرت بود..هر لحظه و همه جا
۲ ماه پیشترنم
1من که به تئو زیاد علاقه ای ندارم ولی در کنار کیوان میتونم بگم ترکیب خفنی میشن
۲ ماه پیشترنم
1خاطرات خوششون زیاد دووم نیاورد،نیکان عوضی نذاشت بیشتر از این لذت ببریم و چشامون قبلی شه
۲ ماه پیشترنم
1چرا شما باید هی درد بکشین؟آخه چرا،این وسط شما که بی گناه بودین،و واقعا کیوان راست میگه آدما بدشون کردن
۲ ماه پیشترنم
1نمیتونم برم پارت بعد،اینقد غرق افکار ضد و نقیض کیوان بودم که نفهمیدم ساید استوری چطور تموم شد،و خیلیم دردناک تموم شد،خدا لعنتت کنه نیکان
۲ ماه پیشترنم
2آوا جون واقعا برا این ساید استوری خیلی زحمت کشیدی و سنگ تموم گذاشتی،خیلی قشنگ و ماهرانه با کلمات بازی کردی و من به تو افتخار میکنم با این سبک و قلمت واقعا محشری و حرف نداری🛐💙
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زن کیوان
0قلبم تیکه تیکه شد از حرکات کیوان کاش کنارش بودم و کاری میکردم که تمام درداش یادش بره پسرک ناز تنهای من که همه اونو به چشم هیولا میبینن حالا میفهمم چرا از همون بچگی عاشق شخصیت منفی ها بودم 🙂🎀