پارت بیست و یک :

صدای بم مرد همچون پتکی بر سرش فرود آمد.

-وای...

صدای هراسانش ناخواسته از میان لب‌هایش آزاد شد، تمام تنش از جا پرید و پریده و پوشه و مدارک از میان انگشتانش رها شد.
ثانیه ای طول نکشید که در مقابل نگاهش خشک شده‌اش برگه‌ها و عکس‌ها روی زمین پخش شدند.

قلبش چنان به سینه می‌کوبید که انگار می‌خواست از میان استخوان‌هایش بیرون بزند.
با وحشت به عقب برگشت و مردمک های بی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نوا نبوی در رمان نوای سرخ نوا نبوی
تصویر شخصیت اهورا ارجمند در رمان نوای سرخ اهورا ارجمند
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحانه

    0

    مثلا که چی بغلش کردی که چی بشه بگی بهتر از من نیست اون موقع که دوست داشت باید بغلش میکردی نه الان که ازت فراریه❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • ف.میری | نویسنده رمان

    اهورا رو تا پارت های اخر رمان هیچ کسی نمیتونه درک کنه ...ولی اره واقعا توی این پارت ها قلب منم برای نوا به درد اومد 💔

    ۲ ماه پیش
  • آریا

    0

    خانوم نویسنده توروخدا نامردی نکنین یه پارت دیگه بزارین ماتا سه روز دیگه چه کنیم😭

    ۲ ماه پیش
  • ف.میری | نویسنده رمان

    همه مزه داستان به همین انتظار ها و حدس و گمان هاست دیگه 🦋

    ۲ ماه پیش
  • کوثر

    0

    مثل همیشه عالیی فقط فقط حجم کم و پارت کمتر 🥺🥺🥺تا پارت بعدی بیاد این پارتم یادمون خیره😵 💫😵 💫🥴🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • ف.میری | نویسنده رمان

    🤧🥹کم من و ‌کرم شما دیگه 💋💖

    ۲ ماه پیش
  • آریا

    0

    وای من که قش کردم عجب پارتی بود🫠😋

    ۲ ماه پیش
کپی شد!