پارت صد :

دوباره گفتم:قبل جدایی فقط خودم و خودتو می خوام! تنهای تنهای! تو خلوت! مچ دستم را فشار داد و از یقه اش کند: برو! برو پی کارت! این وصله ها به من نمی چسبه! این کارا به من نیومده! مگه دیوونه م؟ اینبار با دو دستم یقه اش را گرفتم و رفتم روی انگشتهای پایش: خب تو عاقل و من دیوونه! مگه همیشه باید با دعوا جدا شد؟ این چه فرهنگ زشتیه که بین ایرانیاست؟
یک آخ گفت و پایش را از زیر پایم در اورد: تو چته الاله؟

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگین

    2

    منتظر رمان جدیدم خیلی استوری گذاشتی صبر ندارم براش اخخخخ😬😬😬

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی رمان جدید انشاالله به زودی عزیزم.تو استوریا کلیپاش هست...

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    بی صبرانه منتظر رمان جدیدتم عزیز دلم همینکه آپلودش کردی شک نداشته باش اولین نفر میخونم و لایکش میکنم 😍

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی ایشالا به زودی وقتی عقد تمم شد بلافاصله بعد از اونه...

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی مرسی از محبتت❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    منم همینطور😁

    ۲ ماه پیش
  • Sajede

    2

    این پارت دلم لرزید بابا آلاله دستخوش این همه شیرینی رو کجا قایم کرده بودی رو نمیکردی، شهرام اولش بی حوصله کلافه و بی احساس بود اما بعدش دید تحمل دوری دختر قشنگمون رو نداره پا داد 🥰🥰🥰🥰خوندنش لذت بخش بود ممنون مهشاد جوونم 🌹

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم خوشحالم دوستش داری

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    2

    ای بایا این دو تا هم مارو .او....کل گیر اوردنا بابا کشتین مارو تکلیفتون رو یاخودتون روشن کنید 😭

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    روشن می کنن...حالا...

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    1

    اوف خدا یه نظری به اینا بکن عقل شون بیاد سرجاش یه پولیم به ما آخه چرا اینقدر بادست پس می زنن با پا پیش میکشن خو

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    آخه همه چی ریشه ای باید حل شده...

    ۲ ماه پیش
  • نگین

    1

    منم گفتم طلاق ب این سادگیا نیس صب بخوابی شب پاشی طلاق بگیری انقدر دنگ و فنگ داره و طرفو میبرن میارن اصن الکی نیس! منم دیدم ب این راحتی نی نویسنده جونم واقعا عالی می نویسی هر سه تا رمانت موضوعاش فرق دارن با هم و همرم ب موقع می نویسی و یکی از یکی بهتر دستت طلا خانم گل🥰🥰🥰🥰🥰

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا نگین جان

    ۲ ماه پیش
  • شهلا

    2

    توبهترینی بهترین. دوستت دارم عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزی❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    1

    خیلی هم عالی

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دل

    ۲ ماه پیش
کپی شد!