پارت صد و ششم :

لبخندی کج و کوله روی لبم نشست.
هم از حرص، هم از هیجانِ این که بالاخره یه کاری دست و پا کنم که تهش یا پول داشته باشه یا حداقل یه خاطره خفن.
که خب انگار... تمام بدبختی‌ های من احمق، از همین فکر شروع شد.
یه طورایی استارت همه بدبختی‌ ها و تغییر کردن زندگیم و همین طور درگیر شدن با آدم‌ هایی که نمی شد اسمشون رو انسان گذاشت از همین فکر احمقانه آغاز شد.
پشت کامیپوترم نشستم و بعد از باز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    احساس می کنم پسره ی با رادان آشناس

    ۱ هفته پیش
  • ویان

    0

    لازمه به پسر عبدالله خان هم مشکوک باشیم؟😂💔

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که لازمه یا نه😂😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • نهال

    0

    جالبه هردفعه دلوین داره اردوان رو با رادان مقایسه میکنه تو ذهنش و به شباهت هایی که دارن فکر میکنه

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    به قول یکی از بچه ها انگار اردوان و رادان انداختن تو مخلوط کن نتیجش شده مرد مخفی😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از دقتی که میکنید خیلی خوشم میاد افرین بهتون

    ۳ ماه پیش
  • نهال

    2

    واییی کیانا باورم نمیشه وقت میزاری همه نظرات رو میخونی تازه جوابشون هم میدی دمت گرمه واقعا از اینهمه توجه به مخاطبات🥲🤍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام گل قشنگم مگه میشه وقت نذارم متاسفانه چون دانشجو مقطع ارشد هستم و کار هم دارم و دو تا رمان انلاین هم دستمه نمیتونم اونطوری که دلم میخواد با سرعت جواب کامنت بدم یا باهاتون حرف بیشتری بزنم🥲مجبورم کوتاه پاسخ بدم

    ۳ ماه پیش
  • نهال

    1

    موفق باشی عزیزم خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم یکی انقدر برای مخاطباش ارزش قائله امیدوارم در جایگاه های بالاتر به عنوان نویسنده ی برتر ببینمت چون لیاقتت بیشتر از ایناست 🥰🤍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام گل قشنگم😍🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • نهال

    0

    امکان داره اون مردی که کنار رادان داشت صحبت می کرد مرد مخفی باشه؟ چرا حس میکنم رادان و مرد مخفی و اردوان یکجورایی بهم ربط دارن و فامیلن

    ۳ ماه پیش
  • نهال

    0

    اینکه دلوین میخواسته برای خودش کسب و کار راه بندازه و میگه همین شروع بدبختیم هست یعنی اینا ارتباط داره به همین مرد مخفی ؟؟ یعنی دیدار باهاش و شروع ماجراهاشون؟ یا اینکه رادان ی مأموریت میخواسته به دلوین بده و بعد پشیمون شده

    ۳ ماه پیش
  • نهال

    0

    حس میکنم تک تک کارهای رادان با نقشه و حساب شدس و جوری با دلوین رفتار می کنه انگار تو گذشته بهش آسیب زده و الان داره انتقام میگیره

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    قضیه اشنا بودن دلوین برای رادان رو هم نباید نادیده گرفت👍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جالب بود

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • Aban

    0

    به نظر من همه باهم از یه خونن حتی دلوین هم هم خونِشونه

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    فقط دلوین این وسط خواهر اردولن نباشه کافیه😂💀

    ۳ ماه پیش
  • sArA

    0

    وای منم چند وقته دارم به این فکر میکنم😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    زبونمونو باید گاز بگیریم😂💀

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • Aban

    1

    دقیقا😂 ولی فکر میکنم خواهر مهنا و مهبده چون بابای اونا رو دلوین خیلی حساس بود یا اینکه بابای دلوین تو زمان گذشته ترد میشه از دادمهرا سر یه قضیه که بعد مجبور میشه فامیلیشو عوض کنه

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه فکر نکنم فامیل عوض کرده باشن دادمهرها یه خاندان بزرگن

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    منم احتمال میدم خواهر مهناومهبد و مهسان سلیطه باشه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    2

    مهسان خودشو میکشه اگه دلوین خواهرش بلشه😂😂💔

    ۳ ماه پیش
  • Aban

    0

    اره از این بابت بش نگاه نکرده بودم🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂🫠

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    0

    حتما به هم مربوطن و همشون دادمهرن

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره امکانش هست

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • نینا

    0

    من حس میکنم این پسره مرد مخفیه که دلوین ندیدتش

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • ماهلین

    0

    اره منم حس میکنم همشون به هم مرتبطن

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • ماهلین

    0

    من با خوندن هر جمله ی رادان قیافم بیشتر شبیه علامت سوال میشد که اینجا چه خبره😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    عالی بهترینی خسته نباشی عزیزم👻❤️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    یعنی راجب کدوم انتخاب حرف میزنه رادان؟☹️🤔

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    انگار رادان باهاش ارتباط چندان جالبی نداره که نمیخواد ببینتش

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    پارت بعد… باید یه فلاش بک تاریک بیاد. یه چیزی که ریشه تمام این دردهاست.چون حرفای اون پسره با رادان خیلی مسکوک بود

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    رادان و آرکا… حس می کنم فقط شریک جرم نیستن؛ انگار بخشی از سقوط دلوینن.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • فریده

    0

    پارتت پر از تصویرسازی خفنه، آدم فیلم جلو چشاش می بینه💋💋🎀

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    من حسابی روی رادان کراشم حرف که میزنه من اینور له له میزنم دیالوگش تموم نشه😂😐

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای منم 🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    حسابی مشتاقم ببینم اون پسره کیه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    پشت هر جمله رادان سیاهی پنهون بود که بیشتر از خود جمله می ترسوند

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    1

    اخی دلوین چه مهربونه :) کلا دل این بشر خیلی بزرگه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️