تحوت به قلم سهیلا عبدی
پارت هفتاد :
ساحل دوباره جیغ کشید و ساره رو محکم بغل کرد:
- عاشقتم دیوانه.
- اوی... یواش استخونهام رو شکستی.
پنج ماه بعد
بعد از آن همه اتفاق و ماجرا بالاخره هر دو گردنبند دوقلوی قمرالزمان را به موزهی خورشید تحویل دادم. کتاب اسطوره را قبلا ساحل به مرکز برگرداند و همه چیز را برای شوهر خالهاش توضیح داد. عمو شاکر به عنوان تنبیه کارش را برای مدتی به تعلیق انداخت ولی بعد با پادرمیانی من بار دÛ
لطفا صبر کنید...
