پارت شصت و دوم :

- برو به جهنم عوضی!
برخلاف تصوراتم در یک چشم بر هم زدن در انفجاری از ذرات آتشین غیب شد. جیغ کشیدم صندلی را رها کرده و فورا دست‌هایم را جلوی دهانم گرفتم. با تعجب به جای خالی‌اش زل زدم. قلبم به شدت در سینه می‌کوبید. نفسم به شماره افتاده بود و گلویم می‌سوخت. با صدایی که ناگهانی از پشت سرم بلند شد وحشت زده با چشم‌هایی از حدقه بیرون زده به عقب برگشتم که ناگهان سیلی محکمی به صورتم خورد با صو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!