تحوت به قلم سهیلا عبدی
پارت بیست و سوم :
- نگفتی دونهای چنده مرد بزرگ؟
رائد دهان باز مانده از تعجبش را بست و با عصبانیت به من پرید:
- مگه پول زبون بسته علف خرسه همینجوری داری به این میدی؟
به سمت رائد برگشتم و اخمی کردم:
-اینی که در موردش حرف میزنی، انسانه... درست صحبت کن.
بعد به سمت پسر بچه برگشتم:
- این آقا رو ول کن، به من نگاه کن کافیه؟
چشمهای پسر بچه از فرط خوشحالی برق زدند:
- این ... خیلی زیاده آقا ...<
لطفا صبر کنید...
