تحوت به قلم سهیلا عبدی
پارت چهارده :
- آخه چرا باید کار من باشه؟ اصلا مگه تو دیدی؟ نمیدونم چرا هر چی تو این عمارت اتفاق میافته پای من میاد وسط! یعنی کوتاه تر از دیوار من دیواری نیست؟
با عصبانیت و قدمهای بلند خودم را به ماشین رساندم. کیفم را برداشتم و درعقب را محکم به هم کوبیدم. دیرم شده بود و وقت سر و کله زدن با یک دختر بچهی لوس را نداشتم.
رو به ساحل گفتم:
- کافیه دیگه. وقت این رو ندارم که برای رفتارهای بچگانهی ت
لطفا صبر کنید...
