پارت چهارده :

- آخه چرا باید کار من باشه؟ اصلا مگه تو دیدی؟ نمی‌دونم چرا هر چی تو این عمارت اتفاق می‌افته پای من میاد وسط! یعنی کوتاه تر از دیوار من دیواری نیست؟
با عصبانیت و قدم‌های بلند خودم را به ماشین رساندم. کیفم را برداشتم و درعقب را محکم به هم کوبیدم. دیرم شده بود و وقت سر و کله زدن با یک دختر بچه‌ی لوس را نداشتم.
رو به ساحل گفتم:
- کافیه دیگه. وقت این رو ندارم که برای رفتارهای بچگانه‌ی ت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!