پارت سیزده :
سرتکان داد و لبخندش محو شد.
_ نه... هیچوقت حوصلهی این کارهای بیهوده رو نداشتم، من اساسا با رویکرد اقتصادی و اندیشهی ثروتساز حال میکنم، هنر رو درک نکردم!
جاخوردم، انتظار نداشتم که تااین حد با هنر بیگانه باشد، اما چیزی نگفتم، برایم مهم نبود، من فقط میخواستم بااو ازدواج کنم تا هم از سیاوش انتقام بگیرم، هم از آن خانه که پر بود از خاطرات دلدادگیام دور شوم و هم رضایت پدربزرگ ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان
خواهیم دید چه میشود😂
۴ هفته پیشفاطمه منصورآبادی
0وای چه اشتباهی آره سیاوش😉🤣تاثیرات بی خوابیه ولی جدی خیلی خوشم اومد داستان متفاوت خیلی به دلم نشست معتاد رمانت شدم تا پارت ۴۲ میخونم حتما پارت های دیگشو میخرم آفرین موفق باشی عزیزم
۱ ماه پیش
اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان
قربونت فاطمه جان لطف داری عزیزم ❤️
۱ ماه پیشفاطمه منصورآبادی
0حسم به پرویز بهتر از شهابه علاقش بنظرم هوس نیست و اینکه چه دختر چه پسر بنظرم حق دارن بدونن که قبل از اونا با کی بودن مگر اینکه طرف مقابل نخواد بدونه
۱ ماه پیش
اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان
خیلی ماجرا در پیشه پرویز خودش اینقدر پنهون کاری داره که گذشته سوگل هیچی به حساب نمیاد😂
۱ ماه پیش
اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان
شهاب نداشتیم سیاوش بود🤣
۱ ماه پیشاکرم بانو
1عکس هاهم بسیار زیبا بودن خانوم رشیدی عزیز،و حقیقتا سیاوش جوردیگه ای به دلم نشست...
۵ ماه پیش
اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان
ممنون عزیزم نگاهت زیباست🍃
۵ ماه پیشاکرم بانو
1چقد عجله،کاش یکم صبر میکرد و به خودش بیشتر فرصت میداد
۵ ماه پیشم
2چه راحت با آیندش بازی می کنه،هرجا بره خونه پدری که نمی تونه برای همیشه ترک کنه،مادرش که خبر داره نباید بذاره اینقدر سریع پیش بره 🤔
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگار.م
0به نظرم پرویز خیلی لایق تره تا سیاوش