آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت سی و هشتم :
داشتم توی سنگسارِ بغلش جیغهای بنفش و از ته دل میزدم که ناگاه هالهای از نور فضای خفه و تاریکی که داخلش بودیم رو روشن و واضح کرد.
فضایی که دقیقاً مثل همون رویایی بود که دیدم! یه تونل پیچ در پیچ و شدیداً روشن.
که با سرعتی غیرقابل توصیف درحال بلعیدن ما به طرف انتهای تونل بود. انتهایی که به هیچ وجه نمیدیدمش!
اما...منظورم از "ما" یعنی چی؟
اونی که منو روی کولش انداخته بود،
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
یه پیشنهاد طلایی😂😂از جنس تهدید که مثلاً پیشنهاده ولی در اصل قراره اجبار باشه
۳ هفته پیشنگار
0الان من چیکار کنم همینجور دارم حرص میخورم آقا چرا این آشوب فقط یه ضربه فقط یکی به این مهراب نمیزنه تا دلم خنک بشه آقا فقط یه سیلی جان من تورو خدا فقط یدونه بزنه حداقل من آنقدر حرص نخورم پارت فوق العاده خوبی بود مرسی💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حق مطلب فقط با یه سیلی حل نمیشه😂
۴ هفته پیشنسترن
0آنیل چقدر احمقه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آنیل رو شستشوی مغزی دادن رسماً
۲ ماه پیشنسترن
0اخه ده ثانیه نکبت خیلی ولخرجی کردی لاشی ای تف تو روحت
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣ده ثانیه همون معنیِ صفر ثانیه رو میداد
۲ ماه پیشدیانا
1متنفرم از مهراب
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منمممم🫠
۲ ماه پیشبرفین
0اخی چقدر مهربونی تو ناز بشی پسر 10ثانیه وقت دادی بابا دمت گرم باریکلا اصلا تو این ولخرجی از کی به ارث بردی جذاب؟
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اون ده ثانیه رو هم بخاطر گل روی ما گفت🤣
۲ ماه پیشani
1چرا اشوب حرکتی نمیزنه اخههه چقد ارومه بعیده ازش پس قدرتاشچی چرا استفاده نمیکنه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باش😉
۲ ماه پیشZahra
0مهراب گوگولی... چ حرکتای جذابی می زنی تو...👀😂
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره🙃😂
۲ ماه پیشنفس
0از شخصیت مهراب حالم بهم می خوره عوضی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0پس چرا قدرت های آشوب هیچیش نیستتتتت ، مگه آشوب قدرت ندارهههههه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از کار افتاده انگار💔
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0جدی شوخیت گرفته زن 🤣🤣، من اینجا از حرص دارم سکته میکنم بعد تو میگی از کار افتادهههه😂😭
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
افتاده دیگه🤣
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0منم ، منم خراب عوضی بیریخت صبرانه منتظر روزی ام که با دندونای آشوب تیکه تیکه شی
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0منم ، منم مهراب عوضی ، منم بی صبرانه منتظر روزی ام که با دندونای آشوب تیکه تیکه شی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اوفففف🫣
۲ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0وایییی نه نه ، خداااااااااااا، حالم ازت بهم میخورهههههههه مهرابببب عوضیییی
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یکم صبور باشید..
۲ ماه پیشهستیییی
0من چی بگم الان به مهراب اخه چی بگممممم پس قدرت آشوب چی میشه چرا ازش نمیتونه استفاده کنه و مهرابو عروس کنههههه😭😭
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🫣🤣🗿
۲ ماه پیشمبینا
0این دیگهههههه به هیچکی رحم نمیکنه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبر کنید😉
۲ ماه پیشفاطمه ❤️
1چقدر یه آدم می تونه پررووووو باشه 😡🤯 عوضی رو نگاه ، قدرت آشوب چی شد ؟ بزنه ناقصش کنه الاغ رو .(اصلاً جمله بندی افتضاح بود می دونم تن معلم ادبیام توی گور لرزید 😅)
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بابا راحت باشید 😂حالا حالا ها قراره فحشش بدیم
۲ ماه پیشزن حدیث
1فحش های تو در برابر فحش های بقیه که به مهراب میگن انگار قربون صدقس 😑😂
۲ ماه پیشفاطمه ❤️
1بچه مثبتم دیگه کاریش نمیشه کرد 🤭 تازه بعد از نوشتن اینا ده بار شک میکنم بفرستم یا نه😂 تأسف بخورم برا خودم یا زوده😅
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣عالیه همینطوری
۲ ماه پیشزن حدیث
0الهی 😂😂😂😂😂😂😂😂
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😂 دقیقاً
۲ ماه پیشآتانازدلارام
0راست میگیا پس این قدرت آشوب کجاست چرا ازش استفاده نمیکنه🤔
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید نمیتونه!
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0این به مهام رحم نکرد انتظار داریم به آشوب رحم کنه؟ حالا چیه این پیشنهاد گران بهاش که به خاطرش داره خودشو به آب و آتیش میکوبه؟