پارت پنجم :

پونه میان چایی خوردن قهقهه زد. قهقهه‌اش صدای ناخوشایندی داشت، مهتاب را یاد خالی شدن ناگهانی باد بادکنک انداخت. پونه چند سرفه زد تا صدایش صاف شود و میان خنده گفت:

- ظرفا زیاد بوده... فکر کنم آب بردش.

هر چهارتایشان خندیدند.

باران که ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!