تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت سی :
به اتفاق پس از بازدید از چند طلافروشی، وارد یک مغازه شدیم. طلافروش چند نمونه انگشتر پر نگین را به عنوان انگشتر نامزدی جلوی ما گذاشت. بدون اینکه نگاهی به آنها بیندازم، گفتم:
-لطفاً یه کار ساده و ظریف.
-ولی اینا خیلی خوبن ترانه. آقا اینو برمیداریم.
-اما این خیلی پرکاره، من دوست ندارم.
-ولی من می خوام از دور معلوم باشه، می فهمی که؟
-آقا لطفاً ست حلقه هاتونم بیارید.
-بله، حتم
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
