پارت سی و هفتم :

برای فرار از این موضوع، دستی برایش تکان دادم و حواس کیارش نیز معطوف او شد. سلین وقتی به ما رسید، سر کیارش را پایین کشید و روی پیشانی‌اش بوسه‌ای زد. گفت:
-‌ مادر فعلاً دارم میرم.
-‌ کجا خاله؟ کاری داری؟
سلین لبخندی گرم به رویش پاشید.
-‌ دارم برای مدتی اسباب‌کشی می‌کنم.
-‌ اسباب‌کشی برای چی؟
با شنیدن واژه اسباب‌کشی شاخک‌هایم فعال شدند. سلین داشت از اینجا می‌رفت؟ به پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    ارهه باید ببنیم گلاره رو چرا اوردهه

    ۲ ماه پیش
  • Zak

    0

    سلام من چرا متوجه نمیشم.گلاره از کجا فهمید سلین خاله اوناست و به کاویان چشم داشته؟ ربطش به آبجیش چی بوده؟ نکنه من پارتی رو از دست دادم؟

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    خودش هم تحقیق کرده

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    آخیش خیالم راحت شد سلینجر به گوری رفت ولی خوب بهش حرفاش و زد گلاره جون اما دمش گرم چه جراتی داشته که اومده انتقام خواهرش و بگیره اما باز هم مسکوکات زیادی هست که نسبت خواهرش تو این عمارت چی بوده واقعا 🤔و صد البته کیارش جون داره داد میزنه با رفتاراش که بله یه حسی هست 😍

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    آره بچم دل و جرعتش زیاده،،،یکم زیادی زیاده بنده خدا🌚🤣

    ۳ ماه پیش
  • پگاه

    1

    وای دارک شد.....مرسی نویسنده جونم

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی از توووو😭😭🌺✨

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    4

    گلاره خودش خیلی مشکوک میزنه کنجکاوم بدونم چرا گلاره عذاب وجدان داره

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    میفهمیمم مفهمیمم هعیی

    ۳ ماه پیش
  • هانیه

    1

    مرسی عزیز دلم که پارت های قشنگ می زاری گلم

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی از توو کههه😭✨🌺

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    1

    گلاره هم مثل خانواده کاویانی مشکوک میزنه😂 ممنون نرگس جان بابت پارتهای قشنگت 🙏🍀

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    کلا همه مشکوکن اینجاا😂

    ۳ ماه پیش
  • یارا

    1

    شاید خواهر گلاره زنده باشه البته شاید

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    هعیی روزگار...

    ۳ ماه پیش
  • یارا

    1

    پس قضیه از این قراره

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    یسس

    ۳ ماه پیش
  • ضحی

    4

    گلاره انگار برا انتقام به این خونه اومده فک کنم کسایی که خواهرشو کشتن این خانواده بودنو احتمالا خواهرشم قبلاً داخل همین امارت بوده و الانم گلاره با نقشه جلو اومده تا اونا رو نابود کنه

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    به بهه نههه به بهههه

    ۳ ماه پیش
  • مری

    4

    راستش من خیلی دلم میخواد کیارش و گلاره عاشق هم بشند باهم ازدواج کنند😔شیپ میکنم حتی به غلط😂

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    چرا غلط؟😞✨🌚🌚

    ۳ ماه پیش
  • مری

    1

    پس خواهر گلاره کیارش می شناخته و عاشقش بوده

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    بیا زود قضاوت نکنیمم🌚🥀

    ۳ ماه پیش
  • پروانه

    1

    حالا معلوم شد چرا گلاره عذاب وجدان داشتههههه خواهر گلاره و کیارش عاشق هم بودن 🥲 سلین خیلی آدم پستیه فک کن به خواهر خودت خیانت کنی وای

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    دلیل عذاب وجدان گلاره این نیست میفهمیم جلوتر... تو فصل هفتم گره‌ها باز میشن. آره سلین خیلی انسانِ... ناانسانیه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!