پارت بیست و چهارم :

فرشته سرش را دزدید و فقط چشمانش را بالا نگه داشت تا بتواند سگ را که می‌غرد ببیند و هم‌زمان زمزمه کرد: این سگه یا گرگ؟ چقدر شبیه گرگه؟
ـ سنیوریتا بیاید بیرون. خجالت نکشید. تماشا برای عموم آزاده.
فرشته لب پایینش را گاز گرفت و زیرلب گفت: «خدا لعنتت کنه مسخرۀ دیوانه.»

خنده‌اش گرفته بود. همین‌طور که دستان استخوانی‌اش را به نشانۀ تسلیم بالا می‌برد، کَجَکی از پشت تپه بیرون آمد و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    واقعا یه موجود شیطانیه یا بخاطر گرگ بودنش فقط عجیبه،اگه شیطانیه این نقاشی چی میگه 🤔🙏🏻

    ۲ روز پیش
  • اکرم بانو

    2

    پیشنهاد هلگورد برای اولین نقاشی روی دیوار واقعا شگفت زده ام کرد

    ۳ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    والا ماهم برگامون ریخت از دست این مرد

    ۳ روز پیش
  • نیلوفر آبی

    2

    عالی مثل همیشه خسته نباشید ممنون

    ۳ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم

    ۳ روز پیش
  • اکرم بانو

    2

    حالا دعا رو میبینه فک نکنه فرشته خودش تو کار دعاو طلسمه اومده بوده هلگوردو طلسم کنه😂😂

    ۳ روز پیش
  • فرشته

    2

    شاهکاری دلبر و جذاب❤️

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    4

    الان هلگورد بسته رو میبینه و کاربرد شکافیش میکنه

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!