پارت سیزده :

فصل پنجم

قیافۀ فرشته دیدنی بود. گردنش خشک شد و آب دهانش بخار گردید. درک می‌کرد که نازگل بترسد، ولی درک نمی‌کرد چرا خودش هیجان‌زده شده و ذوق کرده است؟ اصلاً ذوق به‌خاطر چی؟ نازگل رنگ‌ورویش مثل ماست شده بود و هر دو به هلگورد نگاه کردند.

آهنگ قطع شد. موجی از پچ‌پچ و درگوشی مثل دود اسپند در میان مهمانان پیچید. گوشت همه ریخته بود. هلگورد خودش زیرچشمی، درحالی‌که کادویی نسبتاً

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهری

    0

    به خاطر فرشته اومد

    ۲ ماه پیش
  • jinx

    0

    به نظر من اومده شر به پا کنه من کم کم دارم عاشقش میشم

    ۲ ماه پیش
  • jinx

    0

    به نظر من اومده شر به پا کنه من کم کم دارم عاشقش میشم

    ۲ ماه پیش
  • میم

    0

    فکر کنم بخاطر فرشته اومده،البته فعلا فکر می کنه چون نوه آسوئه و می خواد با نزدیک شدن به فرشته حرصشون بده

    ۳ ماه پیش
  • میم

    0

    فکر کنم بخاطر فرشته اومده،البته فعلا فکر می کنه چون نوه آسوئه و می خواد با نزدیک شدن به فرشته حرصشون بده

    ۳ ماه پیش
  • بنیتا

    1

    خب معلومه به عشق فرشته اومده عاشقش شده

    ۴ ماه پیش
  • الی

    0

    خیلی قشنگه امیدوارم آخرشم قشنگ تموم بشه

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    پایان همه ی داستان های من خوشه با خیال راحت بخون❤️

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    هلگورد عالی واقعا ممنون خسته نباشید

    ۴ ماه پیش
  • ghazal

    0

    عزیزم قلمت خیلی خوب بود اون زمان که چاپ شد و اومد خوندم و انقدر قشنگ بود که دوروز تموم کردم خسته نباشی واقعا❤❤

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    عزیزم🥺الهی

    ۴ ماه پیش
  • رئیس

    0

    کلا از فرشته خوشش اومده هر اون هست هلگورد هم هست خخ

    ۴ ماه پیش
  • لونا

    0

    وای آرزوجون استوری رو دیدم چه قدر خوشگلی😍😍😍

    ۴ ماه پیش
  • نسیم

    0

    منم میخواستم بگم شبیه شخصیت قصه هاشه

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چشات خوشگله عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چشات خوشگله عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • شیفته

    0

    هلگورد بخدا تو مسلمون نیستی یه والله مسلمون نیستی🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • لارا

    0

    خیلی قشنگ بود نویسنده محبوب منی تو😗😗😗😗

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🥲🥺

    ۴ ماه پیش
  • عطریا

    0

    واااای نپتووون😅🤣🤣🤣🤣 پاچیدم یعتی خیلی خوب بود

    ۴ ماه پیش
  • فرناز

    0

    این عروسی بخدا قسم ختم بخیر نمیشه😆😆😆😆

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️