بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت پنجم :
با عجله از خونه بیرون زد، همین که رفت گرتا با سر و وضع گیج و آشفته اش از اتاق بیرون اومد.
- با کی حرف میزدی نیرا؟
بعد هم به بستهٔ خوراکی نگاه کرد.
- کی این رو آورد؟
- ویل.
- گروهبان کروزر؟
- اوهوم.
- خداروشک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Nora
0عجیبه که این قلم هر بار چقدر هیجان زدم می کنه و این صحنه چه لرزی به تنم می اندازه..انگار میشه از همین هیبت ترسناک بودن و بی رحمی این شخص رو فهمید