پارت نود و هشتم :

توی تاریکی اتاق،دست روی ته ریشش کشیدم و اول نوازشش کردم.لبهایش را نزدیک اورد و من ناگهان گوشتش را بین دو انگشتم محکم فشار دادم و کشیدم.گفتم: هر کاری بکنم فایده نداره! دلم خنک نمی شه...خیلی بد کردی باهام.
مچ دستم را گرفت: اخ! چته! من یه چیزی گفتم چه زود بل می گیری تو!
دلم می خواست یک دل سیر کتکش بزنم تا تخلیه شوم اما نمی شد.او هم مطمئنا طاقت نمی اورد و سیلی ای چیزی نثارم می کزد و دعوا می شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sajede

    2

    این بار هر جفتشون اشتباه کردن و تصمیم عجولانه گرفتن ، طرف کسی رو نمیگیرم ولی حقشون این نبود خیلی به هم میومدن، عواطفشون قشنگ بود، حتی لجبازیاشون، دلم برای همش تنگ میشه اگه دیگه تکرار نشن 🥺

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزم امیدوارم بینشون درست بشه.اگزم نه که کاراکتر اصلی خوشگل و جذابه و براش زیادن.

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم ساجده جون...❤️❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • فاطی

    0

    صد مطمعنم الاله میخواد حامله شه از شهرام تا بتونه نگهش داره ولی شاید راهش اشتباه باشه

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    2

    بالاخره باید تکلیف این ۲ تا روشن بشه دیگه هم همو میخان هم نمیخان

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا به خدا🥳🫠

    ۴ ماه پیش
  • Sajede

    3

    وای ببین چی شد!!!!! آلاله اومد سیاست به خرج بده شهرام کلا پرید 🫤حالا این وسط هم رفته معلوم نیست دقیقا کجا؟؟ حداقل کاش بیاد پیش پدرش که تو بستر بیماریه این دوهفته بدترین دوهفته زندگیشه چون خیلی غم آلوده و تو کور ترین نقطه زندگیشه 😞

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا آلاله خیلی بی سیاسته! چون سنش کمه دیگه😂

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    مدام خرابکاری می کنه

    ۴ ماه پیش
  • نسترن

    2

    فقط میتونم بگم خدا به راه راست هدایتشون کنه

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    الهی آمین😬😬😬

    ۴ ماه پیش
  • شیوا

    0

    وا چرا همچین شدددد مهشاد جون من دق کردم چی میشه اخرش؟ پارت هدیه بده من عاشق این رمانم خووووو 🥺🥺🥺🥺 آلاله حق داره حیفه چرا باید تا آخر باهاش باشه وقتی نمیشه راست میگه دختره

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حتما عزیزم امشبم پارت داریم نگران نباش! هدیه داریم چه هدیه ای!

    ۴ ماه پیش
  • شیوا

    0

    واقعن راس گفتی همهشون خودخواهن حاضر نیستن کوتاه بیان

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا بیشتر مردها همینن.البته نه همه شون!

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️