عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت نود و هشتم :
توی تاریکی اتاق،دست روی ته ریشش کشیدم و اول نوازشش کردم.لبهایش را نزدیک اورد و من ناگهان گوشتش را بین دو انگشتم محکم فشار دادم و کشیدم.گفتم: هر کاری بکنم فایده نداره! دلم خنک نمی شه...خیلی بد کردی باهام.
مچ دستم را گرفت: اخ! چته! من یه چیزی گفتم چه زود بل می گیری تو!
دلم می خواست یک دل سیر کتکش بزنم تا تخلیه شوم اما نمی شد.او هم مطمئنا طاقت نمی اورد و سیلی ای چیزی نثارم می کزد و دعوا می شد
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم امیدوارم بینشون درست بشه.اگزم نه که کاراکتر اصلی خوشگل و جذابه و براش زیادن.
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
منم امیدوارم ساجده جون...❤️❤️❤️
۴ ماه پیشفاطی
0صد مطمعنم الاله میخواد حامله شه از شهرام تا بتونه نگهش داره ولی شاید راهش اشتباه باشه
۴ ماه پیشمینا
2بالاخره باید تکلیف این ۲ تا روشن بشه دیگه هم همو میخان هم نمیخان
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا به خدا🥳🫠
۴ ماه پیشSajede
3وای ببین چی شد!!!!! آلاله اومد سیاست به خرج بده شهرام کلا پرید 🫤حالا این وسط هم رفته معلوم نیست دقیقا کجا؟؟ حداقل کاش بیاد پیش پدرش که تو بستر بیماریه این دوهفته بدترین دوهفته زندگیشه چون خیلی غم آلوده و تو کور ترین نقطه زندگیشه 😞
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا آلاله خیلی بی سیاسته! چون سنش کمه دیگه😂
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
مدام خرابکاری می کنه
۴ ماه پیشنسترن
2فقط میتونم بگم خدا به راه راست هدایتشون کنه
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
الهی آمین😬😬😬
۴ ماه پیششیوا
0وا چرا همچین شدددد مهشاد جون من دق کردم چی میشه اخرش؟ پارت هدیه بده من عاشق این رمانم خووووو 🥺🥺🥺🥺 آلاله حق داره حیفه چرا باید تا آخر باهاش باشه وقتی نمیشه راست میگه دختره
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حتما عزیزم امشبم پارت داریم نگران نباش! هدیه داریم چه هدیه ای!
۴ ماه پیششیوا
0واقعن راس گفتی همهشون خودخواهن حاضر نیستن کوتاه بیان
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا بیشتر مردها همینن.البته نه همه شون!
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Sajede
2این بار هر جفتشون اشتباه کردن و تصمیم عجولانه گرفتن ، طرف کسی رو نمیگیرم ولی حقشون این نبود خیلی به هم میومدن، عواطفشون قشنگ بود، حتی لجبازیاشون، دلم برای همش تنگ میشه اگه دیگه تکرار نشن 🥺