هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت هشتم :
سر میز مشغول شام خوردن بودند. زنداییفهیمه دست به غذا نمیزد. داییکاوه شانهاش را تکان داد.
ـ ئه وه چیته؟ (چته؟)
زنداییفهیمه فارسی جواب داد: بچههام توی این سرما گشنه و تشنه توی طویله اسیرن. بعد تو میپرسی چِمه؟ غذا از گلوم پای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سامیه
0چطور این چیزا به ذهنتون می رسه😍