هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت هفتم :
فصل سوم
آسو مثل نکیر و منکر، دستها پشت کمر گرهشده، بالای سر فرشته سایه انداخته بود و با هر فریاد، سبیلِ کلفتِ سفیدش میلرزید.
ـ مگه بهت نگفتم قبلاز تاریکی هوا باید برگردی خونه؟ این دیر برگشتن چه معنی میده؟ اون کیوان چه غلطی می ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

آیسا
0من که vip خریدم خیالم راحته هر روز پارت میاد🤓