بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت صد و پنجاه و پنجم :
مسیر بازگشت به عمارت در سکوتی وهمانگیز طی شد. باران همچنان میبارید، اما دیگر از آن شلاقهای خشمگین خبری نبود؛ گویی آسمان هم از اتفاقات این شبِ طولانی خسته شده و حالا فقط به نرمی میگریست. ماشین از دروازههای آهنی و سنگین عمارت گذشت و روی سنگفرشهای حیاط توقف کرد. پیاده شدم. عمارت در دل تاریکی، شبیه به مقبرهای عظیم و متروک به نظر میرسید. هیچ نوری از پنجرهها به بیرون نمیتا
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
باران
1هرشب به امیدپارت جدیدمیام چک میکنم بازم ناامیدمیشم، سانازجون بگوببینیم عفریته خانم مردیانه که همه ازدستش راحت بشن
۴ ماه پیشالا
2ساناز جون چرا پارت جدید نمیزاری برامون؟
۴ ماه پیشمرجان
3پس چرا دیگه پارت نمیاد چشم به راهیم😒🤧
۴ ماه پیشمرضیه
2هزاربار چک کردم ولی پارت جدید نیومد...ساقی عزیز ماخماریم🥴😂
۴ ماه پیشباران
2ای خدااااااا، چراپارت نمیاد، اینترنت اومدولی پارتهانیومد😅😅😅😅
۴ ماه پیشباران
4سانازجون چراامشب پارت نداریم توخماری موندیم😏
۴ ماه پیشفاطمه
3رابطه رخساره و نریمان رو دوست دارن
۴ ماه پیشم..
0الهی بهش گفت جانان 😍
۴ ماه پیشم..
1وای که چقدر به هم میان. کم کم چقدر قشنگ دارن از هم حمایت میکنند.
۴ ماه پیشPARNIA
3چقد خوبی تو نریمان😭
۴ ماه پیشآمنه
0از آن دلم میسوزه که اون عجوزه کلی گناه کرده ولی الان که حالش بد شده حتی اونی که دنبال عدالت و خون خواهی هست دلش به رحم میاد و دوست نداره دیگه حتی با حرف آزارش بده راستی هومان نیست نکنه راه مادر رو هومان دنبال کنه و بهخاطره عشق که خودش عرضه نگه داشتن نداشت بخواد ظالم باشه
۴ ماه پیشHedye
2طلاق بگیرن که بشه زن داداشش، فیلم ترکی میشه که 😅 خیلی مکمل همدیگرن، امیدوارم رابطشون خراب نشه.
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
0فقط مونده زمینا...
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
2اخی،چه قشنگ...جانان😭😭
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0ترکیب بانودخت و نریمان بد نیست ولی فرداد