پارت پنجاه و سوم :

دکتر رسیده اما نمی‌توانم کنار او فریاد بزنم و اجازه ورود دهم برای همین از جا برخواستم و شخصاً در را باز کردم که بلافاصله با پیرمردی میانسال با ریش پروفسوری و موهای سفید و عینک گرد روی چشمان تیره‌اش مواجه شدم.
بدون دیدن کیف چرمی درون دستش و فقط با دیدن همین ظاهر و کت شلوار قهوه‌ای قدیمی‌اش می‌شد به راحتی فهمید این مرد یک دکتر است.
از سر راهش کنار رفتم و گفتم:
- عجبه کنین دکتر، خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • rey☆♡

    0

    خوبه که برایان اینقدر الارو میشناسه😂😂فقط اونجا که گفت بعید میدونم از پنجره فرار نکنه 😂😂کاش اون جنی رو برایان خفه کنه چون حس میکنم گه قراره دردسر ساز بشه🤷 ♀️

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا😂🤝🏻 از این دختره بعید نیست خب، حتی برایانم فهمیده چقدر کله شقه🤦🏻 ♀️😂 اوه... جنی؟👀 *دارم جلو خودمو میگیرم اسپول نکنم😂

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    برایان هم فهمید زنجبیل کوچولوش چقد دنبال دردسره و لجباز😉😉

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا😂 حالا نولان و درک میکنه که چرا بهش میگه سیاه چاله لجبازی و دردسر😂

    ۴ ماه پیش
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    عه راستی مگه دفعه قبل که الا دچار افت فشار شد برایان تو اتاق خودش نبردش؟ از روبن خوشم میاد پسر کوچیکه و ادم باحالیه، دلقکه، فکر کنم با هری دوستای خیلی خوبی بشن به قول معروف در و تخته جفت و جور هم😁😂

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    بادیدن اسمت به این فک کردم که امیدوارم دوک یه ادم کچل، شکم گنده با قد نیم متری نباشه😂😂

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    نه اونجا اتاق آلیسون و ناتانیل بود که الا حالش بد شد و برایان روی تخت همون اتاق خوابوندش:)) خودمم روبن و دوست دارم کلا با همه می تونه رفیق بشه😂 عااا راست میگی با هری ام ترکیب باحالی میشه😂🎀

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️